ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
16آن موقعی كه جنگ احد پیش آمد و سه روز همین امام فارس بطحاء، ما كان غیر ابی حفص، سه روز به همراه آن ابوبكر و اینها فرار نكردند رفتند در بیرون مدینه، ها؟! چرا آن موقع؟ بیا راجع به آن موقع شعر بگو. حالا ابن ابی الحدید آمده یك چیزی گفته. گفته آیا به شما دوتا مرد بگویم یا زن بگویم؟! وقتیكه آمده از ابوبكر و از عمر ذكر كرده میگوید: اسم شما را ناعم الخد1 بگذارم، یعنی اینهایی كه صورتشان را آرایش میكنند یعنی خانمها، یا اسم شما را مرد بگذارم؟! آخر شما مردید پیغمبر را در میان لشگر و دشمن ول میكنید و تا سه روز بلند میشوید میروید؟! آن وقت جنابشاعرالنیل را نگاه كنید، بلند میشود میآید جلوی ملك فاروق در آن قصیده عمریه خودش كه خدا با همان عمر محشورش كند، هم خودش را و هم كسانی كه پیرو مكتب و منزل او هستند.
من یك وقت در مدینه چند سال پیش كنار داشتم زیارت میكردم، دیدم یك سنی آمده از همانهایی كه از همان تیپ است. گفت: خدایا قسمت میدهم به همین رسول خدا كه مرا با شیخین محشور بكن گفتم: الهی امین، اللَهم الف آمین. نگاه كرد. گفتم: هزار بار آمین خدا محشورت كند با همین!
آن وقت این آقا آمده اول جنایت تاریخ را به عنوان هنر و به عنوان افتخار دارد مطرح میكند. آتش زدن در خانه دختر پیغمبر، یك دختر ضعیف هجده سالهای كه نمیتواند از خودش دفاع بكند هنر است؟! آن موقعی كه امیرالمؤمنین علیه السّلام جلوی پیغمبر فقط هفت نفر بودند در جنگ احد كجا رفته بودید؟ كجا رفته بودید؟ آن موقعی كه ندا دادند در میان افراد كه محمد كشته شد شما كجا رفته بودید؟ حالا از اخلاق و از رفتار میآیید صحبت میكنید! این میشود توحید؟!
امیرالمؤمنین میآید و میگوید مقصد من توحید است. میآیند آتش میزنند بگذار بزنند. من نباید در اینجا نفس خودم را محصور كنم كه عجب دارند در خانه من را آتش میزنند غلط میكنند. نه! عجیب است كه آنها هم خوب فهمیده بودند ها! همین عمر امیرالمؤمنین را خوب شناخته بود، سلمان را خوب شناخته بود، پیغمبر را خوب شناخته بود. اینها خوب میشناختند. قشنگ میفهمیدند و الا آن كسی كه مرحب در جنگ خیبر را با یك ضربه از سر تا پایینش دو نصف میكند آن وقت این میآید از یك عمری، این از این ابایی دارد؟ از این نگران است از این هان! این است قضیه؟ نه! این نیست. امیرالمؤمنین چون راهش راه توحید هست آن هدف را تا آخر در ذهنش نگه میدارد. فقط هم سر سفره و حلوا و برنج زعفرانی نگه نمیدارد ها! اینجاها نگه میدارد. آن نیت را نگه میدارد، مشكل است خیلی سخت است، خیلی سخت است.
- الرّوضة المختارة، ص ٩٢:
أ حَضْرُهُما أمْ حَضْرُ أخْرَجَ خاضِبٍ ** وَ ذَانِ هُما أمْ ناعِمُ الْخَدِّ مَخْضوب
- الرّوضة المختارة، ص ٩٢:

