اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

14668
عنوان بصری
نسخه عربی

ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن

19
  • این حالات را همه می‌دیدند؛ حتی یهودیان هم دارند این حالات را اعتراف می‌كنند دیگر، اینها هم دارند اعتراف می‌كنند. حالا اگر مردم این حال را نمی‌دیدند، پیغمبر می‌آمد و شق‌القمرش را نمی‌دیدند، رد الشمس امیرالمؤمنین را نمی‌دیدند، آن اعتراف به شهادت از تمساح و اعتراف به شهادت از درخت را نمی‌دیدند، اگر شهادت بر رسالت و بعثت پیغمبر را از زبان سنگ‌ها و سنگریزه‌ها با همین گوش خودشان نمی‌شنیدند، اگر مردم اینها را نمی‌دیدند با پیغمبر چطور برخورد می‌كردند؟! این همان چیزی است كه در امروز من می‌خواستم خدمت رفقا بگویم اگر این نبود چطور برخورد می‌كردند؟ چطور احترام می‌گذاشتند؟ چطور تعظیم می‌كردند؟ هان؟! فرق می‌كرد. گاهی اوقات می‌گفتند بسیار خُب حالا گوش می‌دهیم عیب ندارد، گاهی اوقات می‌گفتند نه بابا! این هم حالا معلوم نیست كه ... نظر ما بهتر است! آن اهتمامی كه راجع به مقابله با رسول خدا بود بدون اینها برای افراد حاصل نمی‌شود. آن تعظیمی كه برای رسول خدا باید پیدا بشود نسبت به مردم، آن تعظیم تعظیم احساسی است نه تعظیم عقلانی! این همان معنای عرفان است. عرفان و سلوك این است كه انسان پا از دایره احساسات بیرون بیاورد و بگذارد در وادی واقع و حقیقت.

  • لذا در بعضی از اوقات همین پیغمبر صلی اللَه علیه و آله و سلم مجبور بود به اینكه یك كاری انجام بدهد. اینها مجبور بودند؛ یعنی كار به یك جا می‌رسید، یك چند صباحی، یك مدتی می‌گذشت و چیزی از پیغمبر نمی‌دیدند اینها كم كم دوباره شروع می‌كردند ... تا یك چیزی می‌دیدند و بعد هم نقل می‌كردند، دیگر مشكل حل می‌شد، تمام! چه شد؟ این همان است. تا پیغمبر است دنبالش هستیم، همین كه دیگر آن شق‌القمر با رفتن پیغمبر رفت، ردّالشمس رفت، تسبیح حصا و سنگ‌ریزه‌ها رفت، صحبت‌ها و شهادت‌های حیوانات رفت، وقتی‌كه اینها همه رفت یك مرتبه چه شد؟ افراد برگشتند به همان موقعیت اعتباری و احساسی دنی و پایین خودشان. لذا رفتند سراغ عمر و ابوبكر! چرا؟ چون دیدند این ریشش سفید است تا اینجا هم است؛ به به! از شش وجب هم پایین‌تر است.