ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
21پس بنابراین اگر انسان یقین پیدا بكند بر یك مسئلهای كه مورد نظر حضرت هست باید معامله حضور و وجود خود آن حضرت را در كنار خودش بكند كه حضرت در اینجا نشسته و دارد به او میگوید این كار را انجام بدهد. اگر كرد این سالك است، اگر نكرد سالك نیست. پس سلوك عنوان ندارد. سلوك یعنی راهی را كه مورد نظر امام زمان علیه السّلام است انسان آن راه را انجام بدهد و برود جلو، مسیر را انجام بدهد و برود جلو. در ارتباطاتش، در كارش، همه باید این راه را انجام بدهد. اگر اینطور شد دیگر خود سلوك برای انسان حصار و منزلگاه نخواهد شد میشود معبر. دیگر انسان حساب خودش را از بقیه جدا نمیكند. دیگر انسان با بقیه به نحو دیگری نگاه نمیكند. چه بسا از افراد دیگر خودش را پایینتر ببیند، نه اینكه تلقین كند! ببیند، واقعاً ببیند! یك وقتی ما در خودمان تلقین میكنیم ما پایینتریم، فایده ندارد، همه شوخی است! همه شوخی است! بعضیها میآیند به ما نامه میدهند، مینویسند آقا ما پایینتر ... ما به آنها میخندیدیم، آقا شوخی نكنید، نفس مبارك را آقا اینقدر كم نشمارید، اینقدر ارزش و احترام. یك قضیه پیش میآید، هیچ چی، رفوزه! ای كاش یك بگیریم، صفر میگیریم؛ چرا؟ چون با خودمان شوخی میكردیم، با خودمان شوخی میكنیم.
بگذار یك خرده راست و صریح صحبت كنیم؛ با خودمان شوخی میكنیم، مسئله را جدی نمیگیریم. بزرگان جدی گرفتند ولی ما نمیگیریم. ما مطلب را آنطوری كه بایدوشاید ارزیابی نمیكنیم. آقا مورد نظر اولیای خداست عمل كن دیگر، این حرفها دیگر نداریم. من باید از خود آقا بشنوم یعنی چه و این حرفها چیست! این مورد نظر اولیاء هست یا نیست؟ مرحوم قاضی به آن افرادی كه آمدند از ایشان دستور بگیرند چه گفتند؟ گفتند: شما به آن چیزی كه میدانید عمل میكنید كه حالا از من اضافه میخواهید! خیلی حرف عجیبی است! ما كه در اینجا دم و دستگاه و دفتر و دستك و دكان و این حرفها نداریم. ما آنچه را كه هست داریم میگوییم. تو سی درصدش را میدانی سی درصدش را هم عمل كن دیگر، چهل درصد میدانی چهل درصد عمل كن. خودمان را نیاییم گول بزنیم، خودمان را نیاییم فریب بدهیم، نیاییم خودمان را این طرف و آن طرف. آخر اینها مال جای دیگر است نه مال اینجا! ما میآییم یك زحمتی میكشیم، یك كاری انجام میدهیم بعد هم دست خالی. خب اینكه نشد كه! اینكه نشد!

