ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
25ایام نیمه شعبان است و ایام ولادت آن حضرت است. در ماه شعبان، ماه رجب، ماه رمضان كه مشخص است مسائل، دستورات باید به چه نحو باشد، مراقبه باید به چه كیفیت باشد. حداقل این سه ماهمان را یك قدری نسبت به این قضیه بیشتر توجه كنیم. به این كلام امام صادق بیشتر دقت كنیم كهولا یدع ایامه باطلا ایامش را به بطالت نگذراند. نیازی نیست مرتباً به خودمان فشار بیاوریم و مرتباً یاد آن حضرت بكنیم، نه! اینها فایدهای ندارد؛ همین قدر آزاد، راحت، در را به روی امام زمانمان نبندیم حضرت خودش داخل میشود، نه! نیاز به فكر كردن و مرتباً فشار آوردن و اینها ندارد! هی میخواهد بیاید داخل، خودش میگوید من میخواهم بیایم در این منزل ما هی در را میبندیم. با كارهای خلافی كه در منزل میكنیم در را میبندیم. با دروغ، با غیبت، با تهمت، با اذیتها، با آزارها، با اختلافها، با نفاقها، با دو به هم زدنها، با سر و صداها، با موسیقی در را به روی امام زمان داریم میبندیم آقا، میبندیم؛ حضرت پای خود را نمیگذارد در آن خانهای كه صدای ساز و آواز و اینها بیاید، حضرت پایش را نمیگذارد در آن خانهای كه نقشها و تصاویر و افلام و امور خلاف در آن منزل است. در آن منزل شیطان است، شیطان است.
چندی پیش بود من وارد یك منزلی شدم، مجلس عقد هم بود، وارد فضا شدم حال تهوع به من دست داد، عجیب بود. حالا خیلی از افراد هم از دوستان و رفقا، مخدرات هم كه آنجا بودند همه این حال را احساس كردند، عجیب بود تاریكی گرفته بود، ظلمت گرفته بود، چه شده بود. گفتم چرا اینجا اینطور است؟ اصلًا داشتم بیرون میآمدم. بالأخره این عقد را خواندیم با یك فشاری، واقعاً انگار كوه ابوقبیس را بر سر من خراب كردند تا توانستم آن مقدمات عقد و اینها را انجام بدهم. بعد معلوم شد كه در آن مجلس چند نفر بیحجاب شركت داشتند. این همین است دیگر آقا جان، شوخی ندارد دیگر، آخر راه خدا با راه شیطان جور در نمیآید. وقتی یك بیحجاب میآید در مجلس یعنی نفس خبیث خود را و آلوده خود را میآورد و آن فضا را متعفن میكند، بخواهید نخواهید نمیشود. شما یك لیوان آب را بردارید، آب زلال، از همین آبهای معدنی، بسیار عالی، بردارید یكدفعه چندتا، یك قاشق شما مركب بردارید داخل آن بریزید این نمیماند، همه آب را خراب میكند، كدر میكند، سیاه میكند، هی بگویید نه! این آب باید مقاومت كند؛ مقاومت نمیكند، چه كار كند نمیكند. فضا و هوا یك همچین وضعیتی دارد، امام وارد آنجا بشود هوا را عوض میكند، خلاف وارد آنجا باشد هوا را عوض میكند. با یك دست هم كه نمیشود دوتا برداشت. هوا عجیب بود ها، خدا میداند چه فشاری بر ما آمد تا توانستیم یك ربع سر و ته قضیه را بكنیم، فرار كردیم آمدیم بالا. برای چه؟ به خاطر همین نكته است.

