
ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن. شرح فقره: ولا يدع اَيّامه باطلاً. 1 در صورتي كه موقعيت و جايگاه افراد مانع و حاجز از رسيدن ايشان به هدف و غايت كمالي خويش شود گذر ايام براي آنها بطالت ميباشد. 2 توضيحي راجع به اينكه چگونه مسير و حركتي را كه افراد براي رسيدن به مقصود و مطلوب طي ميكنند پس از مدتي خود آن مسير و مشي بعنوان بت و پايگاه و هدف ايشان قرار ميگيرد. 3 ذكر روايتي بسيار عجيب در اهميت معرفت و شناخت افراد نسبت به امام زمان خويش از پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 4 توهم نادرست برخي از افراد در ارتباط با اينكه حقيقت اسلام منحصر است در مبارزه و جنگ و بيان پاسخ آن. 5 نظاره كردن بندگان پروردگار به ديد حقارت امريست خلاف مكتب توحيد چرا كه در مكتب توحيد همه انسانها از جنبه انتساب و ربط خود به پروردگار يكسان بوده همچون دانههاي شانه هستند. 6 ذكر حكايتي جالب از مرحوم مقدس اردبيلي مبني بر اينكه جايگاه و موقعيت مرجعيت، او را در خود حصر و حبس نكرده است. 7 انسان مبنا و اساس اعمال و كارهاي خويش ر ابايد بر طبق تكليف و وظيفۀ الهي خود انجام دهد و تحت تأثير جوّ و تبليغات و الغاءات باطل افراد واقع نشود. 8 راه سلوك پروردگار متعال عبارتست از خروج از مجاز و اعتبار و ورود در حق و واقعيت. 9 از جمله خطراتي كه سالك راه الهي را تهديد ميكند اينست كه نفس سلوك و موقعيت فرد حجاب و مانع و حاجز شود براي او در رسيدن به پروردگار متعال و مراتب كمالي. 10 بيان برخي از ظرائف و دقائق عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در جريان فتح مكه كه حكايت از تجلي تام حقيقت توحيد در وجود حضرت ميكند. 11 پيامبر اكرم در بدو ورود به شهر مكه ميفرمايند: الاسلام يجبُّ ما قبله. 12 ذكر سخنان مرحوم علّامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني پس از پيروزي انقلاب اسلامي مبني بر پيشنهاد عفو عمومي بمانند عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پس از فتح مكه. 13 اشعار مغرضانه شاعر عرب در تجليل از خليفه ثاني در ارتباط با غصب خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام و ظلمهاي وارد شده برحضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه عليها. 14 ذكر كلام ابن ابي الحديد در شرح نهجالبلاغه مبني بر مذمت خلفاء بدليل فرار ايشان از جنگ احد و بازگشت به مدينه پس از گذشت سه روز. 15 ذكر مطالبي در بيان جايگاه والاي حضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه
ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
توضیحات:
بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن. شرح فقره: ولا يدع اَيّامه باطلاً. 1 در صورتي كه موقعيت و جايگاه افراد مانع و حاجز از رسيدن ايشان به هدف و غايت كمالي خويش شود گذر ايام براي آنها بطالت ميباشد. 2 توضيحي راجع به اينكه چگونه مسير و حركتي را كه افراد براي رسيدن به مقصود و مطلوب طي ميكنند پس از مدتي خود آن مسير و مشي بعنوان بت و پايگاه و هدف ايشان قرار ميگيرد. 3 ذكر روايتي بسيار عجيب در اهميت معرفت و شناخت افراد نسبت به امام زمان خويش از پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 4 توهم نادرست برخي از افراد در ارتباط با اينكه حقيقت اسلام منحصر است در مبارزه و جنگ و بيان پاسخ آن. 5 نظاره كردن بندگان پروردگار به ديد حقارت امريست خلاف مكتب توحيد چرا كه در مكتب توحيد همه انسانها از جنبه انتساب و ربط خود به پروردگار يكسان بوده همچون دانههاي شانه هستند. 6 ذكر حكايتي جالب از مرحوم مقدس اردبيلي مبني بر اينكه جايگاه و موقعيت مرجعيت، او را در خود حصر و حبس نكرده است. 7 انسان مبنا و اساس اعمال و كارهاي خويش ر ابايد بر طبق تكليف و وظيفۀ الهي خود انجام دهد و تحت تأثير جوّ و تبليغات و الغاءات باطل افراد واقع نشود. 8 راه سلوك پروردگار متعال عبارتست از خروج از مجاز و اعتبار و ورود در حق و واقعيت. 9 از جمله خطراتي كه سالك راه الهي را تهديد ميكند اينست كه نفس سلوك و موقعيت فرد حجاب و مانع و حاجز شود براي او در رسيدن به پروردگار متعال و مراتب كمالي. 10 بيان برخي از ظرائف و دقائق عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در جريان فتح مكه كه حكايت از تجلي تام حقيقت توحيد در وجود حضرت ميكند. 11 پيامبر اكرم در بدو ورود به شهر مكه ميفرمايند: الاسلام يجبُّ ما قبله. 12 ذكر سخنان مرحوم علّامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني پس از پيروزي انقلاب اسلامي مبني بر پيشنهاد عفو عمومي بمانند عملكرد پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پس از فتح مكه. 13 اشعار مغرضانه شاعر عرب در تجليل از خليفه ثاني در ارتباط با غصب خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام و ظلمهاي وارد شده برحضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه عليها. 14 ذكر كلام ابن ابي الحديد در شرح نهجالبلاغه مبني بر مذمت خلفاء بدليل فرار ايشان از جنگ احد و بازگشت به مدينه پس از گذشت سه روز. 15 ذكر مطالبي در بيان جايگاه والاي حضرت صديقۀ طاهره سلام اللَه
ضرورت پرهیز از إبطال عمر، و بیان برخی از مصادیق آن
15لذا سعدبن عباده نمیتواند لوادار توحید باشد گرچه آدم خوبی است، گرچه از اصحاب رسول خداست. قیس بن سعد بن عباده فرزندش از بهترین اصحاب امیرالمؤمنین بود و همانی بود كه با ابوبكر بیعت نكرد خود سعدبن عُباده هم نكرد. بعد سعدبن عبادة را در بیابان با تیر زدند و گفتند اجنه او را از بین بردند. این حكومت الهی است دیگر حكومت الهی! یا باید بیایند و بزنند دختر پیغمبر را تكه تكه كنند. حكومت الهی این شد! بعد هم آن شاعر دیوانه مصری عرب شاعرالنیل بیاید افتخار كند!
و قَوله لِعلی قالها عمرو میگوید عجب كلامی، عجب كلامی گفت این مرد گوینده عمر به علی، اكرم به سامعها و اعظم به معطیها چه بزرگوار بود آن كسی كه شنید و چه با ابهت و جلال بود آن كسی كه این را گفت، یعنی عمر.
احرقتُ دارك لا ابقی بها *** احداً و بنت المصطفی فیها1 من منزلت را آتش میزنم، یك نفر را اینجا باقی نمیگذارم، برای چه؟ برای حكومت الهیمان، هان! حكومت توحید! خانه وحی ... ببینید ها! این میشود حصار. حالا كه اینها از اول همه معارض و معاند بودند. عجیب اینجاست كه یك عده خام، یك عده خام دنبال اینها راه افتاده بودند. آن وقت همین حكومت برای اینها میشود حصار، هر كسی كه مخالفت كند از دم شمشیر میگذرانیم. این میشود قید! نمیخواهند بیعت كنند، نكنند. نمیخواهند بیعت كنند، نكنند. تو كه بر مركب مرادت سوار شدی حالا چند نفر هم بیعت نكردند باهات. احرقت دارك خانهات را آتش میزنم لا ابقی بها احداً یك نفر را باقی نمیگذارم ولو بنت المصطفی فیها اگر چه دختر پیغمبر هم در آن است. و كردند دیگر، همین را هم انجام دادند. بعد میگوید:
ما كان غیر ابی حفص یفوه بها *** امام فارس بطحاءٍ و حامیها مگر كسی غیر از ابیحفص و عمر میتواند یك همچنین حرفی بزند؟! در جلوی فارس بطحا، كسی كه فارس جزیرة العرب هست و اول شجاع جزیرة العرب است، آن عمر مگر میتواند حرفی بزند؟!
- ديوان حافظ ابراهيم، محمد حافظ ابراهيم، دار اعيان، بيروت. ج ١، ص ٨٢، قصيده عمريه
و قَوله لعَلىّ قالها عُمَرُ *** أكرِم بسامِعِها أعظِمْ بمُلقيها
حرقتُ دارَك لا أبقِى عليك بها *** إن لم تُبايع و بنتُ المصطفى فيها
ما كان غيرُ أبىحفْصٍ يفُوُه بها *** أمامَ فارِسِ عدنانٍ و حاميها
- ديوان حافظ ابراهيم، محمد حافظ ابراهيم، دار اعيان، بيروت. ج ١، ص ٨٢، قصيده عمريه
