
نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
چگونگي حفظ و تداوم بخشيدن به حالات معنوي و الهي. شرح فقره: و لا يدع أيامه باطلاً. 1 چگونه انسان ميتواند حال معنوي حاصل شده براي خود در ماه مبارك رمضان و ساير ايام را تداوم و ثبات ببخشد. 2 توضيحي راجع به اين حديث شريف از پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در ارتباط با غنيمت استفاده از ايام مخصوص: إنَّ لله في أيّام دهركم نفحات ألأ فتعرَّضوا لها و لا تعرَّضوا عنها بيان معناي متداول و مشهور از حديث شريف پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم 3 كيفيت تأثير ازمنه و امكنه مختلف بر نفوس و حالات نفسي افراد. 4 بيان علت و فلسفه تسبيح پروردگار متعال قبل از طلوع شمس و غروب آن بر اساس آيه شريفه:( وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها) 5 هر يك از ادعيه وارد شده از ائمه اطهار داراي اثر و ويژگي خاص به خود ميباشد و نبايد در زمان و موقع مختص به خود خوانده شود. 6 زمان و مكان دو عامل بسيار مهم در كيفيت تأثير سلسله علل و معلومات بر عالم ملكوت و مثال انسانها ميباشند. 7 همانگونه كه حركت انسان در امور ظاهري و جسماني بايد بر اساس موازين عقلي و شرعي باشد حركت و سير انسان در امور باطني هم به همين منوال باشد. 8 كيفيت تأثير متقابل روح بر بدن و عكس آن. 9 تأكيد بسيار زياد بزرگان و اولياء الهي بر بيداري افراد حتي كودكان در بين الطلوعين. 10 نزول رزق معنوي و نفحات پروردگار متعال در بين الطلوعين ميباشد. 11 در مكتب اسلام شب و ليل به روز بعد تعلق دارد نه به روز قبل و ملاك در ماه و شهر، ماه قمري ميباشد نه شمسي. 12 برگزاري مراسم عيد نوروز بر اساس تقويم اعتباري شمسي و دور بودن آن از حقيقت اسلام و فرهنگ ديني.
نحوۀ حفظ و تداوم بخشیدن به حالات معنوی
3راجع به این مسئله آنطوری كه متداول و متعارف است فرمودند كه مقصود از این نفحاتی كه در ایام دهر میآید ماهها و یا روزها و شبهایی است به خصوص، كه عنایت پروردگار در آن ماهها یا در آن شبها و لیالی تفاوتی با سایر ایام دارد. مثلا ماه رجب چقدر تأكید شده، ماه رمضان چقدر اینها آثاری دارد و یا راجع به دهه ذیالحجه و حتی ماه ذیالقعده ـ كه در پیش داریم ـ تأكید خاصی شده. در شبها، شب جمعه شبهای قدر راجع به او روایاتی آمده. این یك معنایی است كه نسبت به خصوصیت آن لیالی و ماهها بیان شده و بیجهت هم نیست طبعاً انسان آثار این زمانها را یا حتی امكنه را مكانهای به خصوص را، آثارش را درك میكند میفهمد؛ در خود مكان این آثار پیداست جایی كه معصیت است وقتیكه انسان برود احساس میكند كه قلبش گرفت. جایی كه در آن عبادت است انسان احساس میكند كه روحش باز شده است. مكانهایی كه در آن مكانها معصیت انجام میگیرد همینكه انسان وارد آن مكان میشود تغییر را در حال خود احساس میكند مگر اینكه فردی باشد كه چندان نسبت به این مطالب اطلاعی نداشته باشد. صحبت با افراد خیلی عجیب است.
مرحوم قاضی میفرمودند وقتیكه میخواهید حالی پیدا كنید در منزلتان حتی در یك منزل ممكن است خود اتاقها با همدیگر تفاوت داشته باشند؛ در یك اتاق انسان حال توجه بیشتری دارد و در یك اتاق كمتر دارد میگویند اتاقتان را عوض كنید بروید در یك جای دیگر. یا اینكه ممكن است زمین آن منزل شبههناك باشد یا مشكلی در او باشد كه اثر مستقیم بر ملكوت آن منزل و مكان قرار بدهد و از آنجا كه توجه انسان عبارت است از اتصال انسان با ملكوت، این دو ملكوت با هم در تعارض قرار میگیرند و انسان نمیتواند به آن صفای ملكوتی خودش برسد. این یك مسئلهای است خیلی روشن و شاید برای همه افراد اتفاق افتاده.
