اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
15یك هفته، یك ماه، یك اربعین امتحان كنید افرادی كه با ما حرف میزنند قبل از اینكه جوابشان را بدهیم ده ثانیه نگه داریم، گوشی تلفن را ده ثانیه نگه دارید تو این ده ثانیه فكر كنیم چی بهش بگوییم! میبینید خیلی فرق كردها! تا یك حرف زده میشود یكدفعه احساسات برانگیخته میشود، میآید بالا، تا او حرف زد این هم جوابش را میدهد ولی نه، یك قدری فكر، بعد یك دفعه میبینیم عجب! چه جواب شمردهای دادیم و چه جواب درست حسابی دادیم این همان میشود إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً ... الفرقان، ٦٣ این میشود همان حال احرام. منتها در حال احرام خدا آمده مجبور كرده كه ای بشر بالاخره یك چند روزی در این حال بمان این دیگر مسئله جبری است. ولی همانطوری كه مرحوم آقا به افرادی كه از مكه برمیگشتند میفرمودند: آقاجان! این حالی كه در مكه برایت هست این را در اینجا ادامه بده، نگهدار، این مهمان را كه خدای متعال برای تو فرستاده است از او پذیرایی كن، این را در دل و نفست حفظ كن. اگر انسان این كار را كرد هی میرود جلو هی میرود جلو، یكدفعه برمیگردد. همه احوالش میشود حال احرام، مشكل نیستها فقط همت میخواهد و استمرار.
خدا رحمت كند بابا طاهر را، واقعاً اگر حرفی هم زدند تو این دنیا همینها زدهاند، همین چند تا، خواجه و بابا طاهر و مولانا و همین عرفا دیگر، ما اگر هر چیز دیدیم از همینها دیدیم، حرفهای بقیه را هم شنیدیم!
خوشا آنان كه اللَه یارشان بی *** همیشه قل هواللَه كارشان بی یعنی همیشه در مقام توحید مستغرق هستند، وقتیكه میگوییم قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ الإخلاص، ١ همه چیز غیر از خدا را میگذاریم كنار؛ همسایه میرود كنار، شریك میرود كنار، باغبان میرود كنار، زن میرود كنار، فرزند میرود كنار، شوهر میرود كنار، همه میروند كنار، فقط اللَه میماند. یك تصور بكنید قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ فقط اوست در عالم كه بقا و انّیت و هویت وتشخص و اثر و سبب اختصاص به او دارد، یك دفعه انسان میبیند عجب! چه راحت شد، دیگر بیایند به او فحش هم بدهند میخندد، بده بابا هرچی دلت میخواهد بده، ببینم تمام میشود یا نه! یعنی انگار این یك نواری میگردد و یك صدایی هم از این نوار در میآید. واقعاً آدم اینطور میشود!

