اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
6یك میكروب را كه زیر میكروسكوپ میبینند میكروسكوپ كه خلق میكروب نمیكند كار میكروسكوپ فقط این است كه میكروبی را كه با این چشم قابل رؤیت نیست قابل رؤیت میكند هنر دیگری ندارد. میكروب را خلق نمیكند، میكروب وجود دارد شما با این چشمتان نمیتوانید ببینید، اسباب و ادوات را تقویت میكنید، این هنر میكروسكوپ است، هنر ذرهبین است هنر تلسكوپ است. ما با این چشم ستارگان را نمیتوانیم ببینیم هنر تلسكوپ این است كه این دیدن را برای ما واضح میكند آشكار میكند هنر دیگری ندارد هیچ اثری ندارد. بنابراین باید توجه داشته باشیم كه چشم ما هنر نكرده، گوش ما هنری انجام نداده، زبان ما در مقام تكلم هنر انجام نداده است، تمام اینها وسائطی است تا آن اراده و مشیت غائب از دیدگان ما و مخفی از قلوب ما و پنهان از مدركات ما را در ما بوجود بیاورد این آن معنایش است.
لذا شما نگاه میكنید گاهی اوقات به یك طرف، ذهن متوجه كارهایی كه انجام میشود نمیشود، چرا؟ این آلت از كار افتاده. شما ذهنتان متوجه یك جاست، رفیقتان با شما صحبت میكند میگوید آقا! حواست كجاست من دارم این حرفها را به تو میزنم نمیفهمی؟ با اینكه آن صدا تو گوش میرود با پرده گوش اصابت میكند آن مراحل خودش از استخوان چكشی و اینها را رد میكند به آن مایع هم میرسد، به آن اعصاب هم میرسد به مغز هم اصابت میكند ولی چون واسطه قطع شده، آن واسطه چیست؟ آن واسطه اتصال نفس است به آن جنبه اراده و مشیتی كه از ناحیه پروردگار در آن لحظه باید بیاید تا شما بفهمید، اگر نیاید نه! مثل آدم كر، آدم ناشنوا، هیچ نمیفهمید.
همین كیفیتی كه الان در ما هست، همین كیفیت قابل ارتقا است میرود بالا میرود بالا، ممكن است شما ببینید بدون اینكه چشم شما كار كند! ممكن است شما بشنوید با وجود اینكه ناشنوا باشید! ممكن است شما درك بكنید بدون اینكه عصب كار كند! كِی؟ وقتی كه آن ارتباطِ بین نفس و بین اراده و مشیت حق تقویت بشود بالاتر برود. چطور اینكه ممكن است داروهایی بوده الان هم هست، همانطوری كه افرادی كه به حسب ظاهری و فیزیكی از نقطه نظر دید ممكن است ده دهم باشند نُه دهم باشند هشت دهم باشند، بهترین دید دید ده دهم است. بعد میگویند طرف خیلی دیدش عالیتر باشد یازده دهم است دیگر دوازده دهم كم است ولینه! دوازده دهم هم هست سیزده دهم هم هست. افرادی بودند در سابق الان هم ممكن است باشند، خود بنده یك وقتی دیدم به اندازهای بود كه افراد قوی، دید من را نداشتند؛ یعنی من چیزهایی را در دور میدیدم كه حتی دید یازده دهم هم قادر برای دیدن او نبود. این بهواسطه كیفیت خصوصیات فیزیكی است كه در چشم هست و این چیزها عادی است.

