اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
10پس مسئله اول برای رسیدن به رشد مسئله فهم و ادراك است. تا انسان به حقایق وجودی خود نرسد پی به آن اكسیر و كیمیایی كه خدا در انسان قرار داده نمیرسد، پی نمیتواند ببرد. تا انسان بهواسطه مطالعات كتب و نوشتههای بزرگان، آنهایی كه آمدند و گفتند كه این مطالب هست و ما رفتیم و رسیدیم حالا داریم برای شما میگوییم، نه هر كسی كه همینطوری چیزی از این كتاب بخواند و بگوید، نه خودش میفهمد چی خوانده است نه میفهمد چی دارد مینویسد! نه! آنهایی كه رفتند و رسیدند و دارند برای ما نقل میكنند. پس مطلب اول چنانچه كه خدمت رفقا عرض شد مسئله فهم است.
مسئله دوم مسئله همت است؛ حالا كه فهمیدیم حالا چه باید بكنیم؟ راجع به این قضیه هم صحبت شد و اینكه انسان وقتیكه یك حقی را یك حقیقتی را مطلبی را احساس میكند دیگر نباید سر خودش را كلاه بگذارد، نباید سر خودش را تو برف بكند، نباید بر فهم و ادراك خود پوشش بیندازد، بیندازد ضرر كرده است، این دیگر نهایت مطلب.
حالا كه مطلب به این كیفیت هست انسان باید پیگیری كند، این وقتی را كه به انسان داده شده، باید به عنوان رأسالمال و سرمایه برای خود قرار بدهد، همت باید داشته باشد، حالا انشاءاللَه به آن میرسیم! نباید نسبت به این مسئله كوتاهی داشته باشیم. بالاخره حالا وقت زیاد داریم! گذشت شب و روز نباید مسئله را برای انسان كمرنگ كند. اگر احساس نیاز میكند بُعد مسافت نباید مانع بشود. اگر احساس نیاز میكند باید اوقات خود را به نحوی ترتیب بدهد كه بتواند نیاز خود را آنطور كه احساس میكند برطرف كند. راه زیاد است و وقت كم است و اشتغالات و ... همه اینها بهانههایی است كه نفس یا خوب مطلب را درك نكرده یا اگر به مقدار كافی مسئله را درك كرده است آن جاذبههایی كه در جانب قضیه موجود است و در خارج موجود است از بروز و ظهور این قدرت، برای تحریك انسان كم میكند. مسائلی كه در دوروبر انسان قرار دارد، ارتباطاتی كه در دوروبر انسان قرار دارد رفت و آمدها، كیفیت اموری كه انسان با آنها در طی روز و شب سروكار دارد به نحوی است كه از اهمیت مطلب كم میكند و میكاهد درحالتیكه مهمترین چیز و اساسیترین مسئله برای انسان آن قضیه اصلی است و آن مسئله حیاتی است.

