اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
16وقتی مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی به آقا میفرمودند كسی كه عرفان دارد خیر دنیا و كیف دنیا و آخرت را دارد، كسی كه عرفان ندارد بدبختی دنیا و آخرت دارد هر كسی میخواهد باشد. این را رسیده بود به آن، لمس كرده بود. درعین گرفتاریها و تألمات كه رفقا میدانند مرحوم آقا هم در كتابی1 نقل كردند این حرف را میزد كه آسید محمدحسین كسی كه عرفان ندارد بدبخت دنیا و آخرت است. صحیفه سجادیه را هم میخواند، روی تخت هم افتاده بود، عملش هم كرده بودند قرض هم بالا آورده بود، طلبكار هم در خانهاش را هر روز میزد و پسرش هم چی شد؟ تازه توی رختخواب دعای صحیفه سجادیه را میخواند و گریه میكند و حال و هوایی با خدای خود دارد.
از این افراد كجا پیدا میشوند؟ جداً از این افراد كجا پیدا میشود؟ میگوید آسید محمدحسین كسی كه عرفان ندارد نه دنیا دارد نه آخرت دارد. مرا میبینی با این وضعیت، خوشم! میخنده به همه، زنه میآید اطاق بالا غر میزند ای بابا فلان نداریم، میخنده میگوید دعا كن بیاید دیگر، چكار كنیم؟ طلبكار میآید درِ خانه، در میزند، میگوید انشاءاللَه دعا میكنیم خدا كار تو را هم راه بیندازد، میخندد دیگر! خب كاری از دستش بر نمیآید، مگر میتواند بیل بزند؟ خوابیده افتاده روی بستر و به حال كسالت و مرض، اینها اینطورند؛ یعنی میآیند و آن حقیقت قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ را در درون خود تثبیت میكنند و خدا هم میآید آن را كاملا حك میكند، فقط همان مسئله.
خوشا آنان كه دائم در نمازند *** بهشت جاودان مأوایشان بی این معنای همیشه در نماز این است.
یا علی اذا رایت وقتی دیدی مردم این كار را میكنند فبعقلك یعنی این. آن شب تا صبح نماز میخواند هیچ فرقی نكرده، ولی تو دو ركعت میخوانی و با آن دو ركعت معلوم نیست كجا میروی، یا نمیخوانی به دلیلی! اما حال تو حال نماز است، نفس میكشی حال نماز است. ما خیال میكنیم پیغمبر شوخی میكرد وقتیكه در آخر شعبان برای مردم خطبه خواند و فرمود: «ایها الناس انفاسكم فیه تسبیح و نومكم فیه عباده»2 نفسی كه در ماه رمضان میكشید این نفسها تسبیح است. میگوییم حالا بالاخره خدا یك لطفی كرده در این ماه رمضان، آمده یك بخششی كرده و نفسهای ما را تسبیح قرار داده. نه آقا! این یك امر واقعی و تكوینی است. كدام ماه رمضان و كدام روزه و كدام روزه گیرنده و صائم؟
- معادشناسى، ج ٩، ص ١١٧ و ١١٨: پيوسته صحيفه سجّاديّه در مقابل او روى كتابهاى مطالعه بود، و از مناجات خمسه عشر حضرت سجّاد بسيار لذّت مىبرد و غالباً آنها را مىخواند و از حفظ بود، و بالاخصّ به مناجات هشتم كه مناجات مُريدين است بسيار عشق مىورزيد. اطاق مطالعه هميشگى ايشان در بيرونى و طبقه فوقانى و اطاق محقّرى بود، و بالاخص در تابستان گرم نجف سخت و مشكل بود. گرفتارىها و شدائد از اطراف و اكناف روى آور بود، و در اين اواخر به كسالت قلب و پرستات مبتلا بود و عمل جرّاحى پروستات نموده و روى تخت افتاده، و ادرار بوسيله لولهاى در ظرفى زير تخت مىريخت. و قرض ايشان چه براى إمرار مخارج شخصى، و چه براى طلّاب به حدّ اعلى رسيده بود. و خانه مسكونى خود را به چهار صد دينار عراقى به جهت مصرف يك عمل جرّاحى كه براى يكى از ارحامشان پيش آمد كرده بود، به رهن گذاشته بودند، و از جهات داخلىِ منزل نيز ناراحت و در شدائدى بسر مىبرد. اين حقير در هفته يكى دوبار به خدمتش مىرسيدم و تا اندازهاى براى من گفتگو داشت. در اين حال كه يك روز وارد شدم ديدم: درحالىكه به پشت روى تخت افتاده، و سنّ از هشتاد سال گذشته است، صحيفه كوچك خود را مىخوانَد و اشك مىريزد و در عالمى از سرور و بهجت و نشاط و لذّت است كه حقّاً زبان از وصف آن عاجز است. كأنّه از شدّت انس با خداى تعالى، در پوست نمىگنجد و مىخواهد به پرواز در آيد. سلام كردم، گفت: بنشين! اى فلانكس از حالات من كه تو خبر دارى (و در اينجا اشاره كرد به جميع گرفتارىها: از مرض و جرّاحى، و تنهائى، و ناملايم بودن وضع داخلى، و هواى گرم، و قرض فراوان، و گرو رفتن منزل و غيرها). عرض كردم: آرى! و سپس با يك تبسّم مليحى رو به من كرد و فرمود: من خوشم، خوش؛ كسىكه عرفان ندارد نه دنيا دارد نه آخرت.
- الأمالى (للصدوق)، ص ٩٣.

