اهمیت سلوک عقلانی و لزوم تصحیح فکر و اندیشه
7ما میتوانیم بهواسطه رشد و ارتقاء، این واسطه بودن ماده را از خود حذف كنیم؛ یعنی همان كیفیت اتصال نفس انسان به عالم بالا، همان كفایت میكند كه آنچه را كه بهواسطه حواس ظاهر برای انسان حاصل میشود بدون توجه به آلات و ادوات برای او حاصل میشود و این یك مسئله بسیار طول و درازی دارد. اینكه نفس چگونه آلات و وسائط فیزیكی خود را به استخدام میگیرد این یك مسئلهای است و چگونه ممكن است از خود این اسباب عجیب اینجاست و وسائطی كه برای یك نوع از كیفیت ادراك لحاظ میشود! گوش برای شنیدن است ولی از گوش میبیند! از چشم میشنود از نوك انگشتان تكلم میكند از نوك انگشتان ادراك میكند! میبیند! این یك بحث جدایی دارد و بسیار در این مسئله ... البته امروزه هم كموبیش یك زمزمههایی در بعضی از تصورات انسان به سمعش میرسد.
حالا این حضرت سلیمان یا مساعد و وزیر او و مُشاعر و معاون او كه تمام این امور غیرعادی را انجام میدهد بهواسطه این است كه مانند خود ما، در آن موقع مظهریت برای آن صفت و اسم خاص پروردگار را پیدا كرده منتها قویتر، این قدرت تا كجاست؟ تا جایی كه میتواند خورشید را برگرداند1 در آیه قرآن است2 تا جایی كه انسان میتواند ماه را دو نیم كند مگر پیغمبر نكردند؟3 تا جایی كه انسان میتواند امور غیرعادی را انجام بدهد تازه در عالم ظاهر.
امام صادق میفرمایند كه این كاری كه حضرت سلیمان میكرد و وزیرش، به خاطر یك مرتبه از قدرتی بود كه خدای متعال به واسطه تجلی اسم اعظم خود در درون این قرار داده بود كه از او تعبیر میشود به اسمی از هفتاد و دو اسم یا از اسماء دیگر.4 یعنی تجلی اسم اعظم پرودگار كه همان اسم مرید و اسم منشئ است یعنی این جنبه عملی اوست ولی آن اسم اعظم دارای یك كیفیت خاصی است كه در بعضی از روایات تعبیر به حال شده است در بعضی تعبیر به اسم خاص شده ولی مقصود همان حال است به قول مرحوم خواجه شیراز میفرماید:
- الكافى، ج ٤، ص ٥٦٢.
- سوره قمر، آيه ١؛ اقتربت الساعةُ وَ انشق القمر.
- الهداية الكبرى، ص ٧٢.
- الهداية الكبرى، ص ٣٤١.

