
انحراف بعد از پیامبر اکرم بهواسطۀ عدم ادراک عقلانی حقیقت آن حضرت
انحراف بعد از پیامبر اکرم بهواسطۀ عدم ادراک عقلانی حقیقت آن حضرت
11حالا ما باید چكار بكنیم؟ ما باید چكار بكنیم؟ اینجاست كه سلوك عقلانی میآید و به داد انسان میرسد عقل میآید و احساسات را كنار میزند و آن حق را برای انسان روشن میكند. چون انسان تابع احساسات هست، این احساسات همیشه در زندگی انسان، خود را جلوتر از عقل قرار میدهد لذا انسان در ارتباطات خود نمیتواند ابتدائاً به فكر خود مطمئن باشد. پس معیار اولی كه ما میتوانیم برای این قضیه پیدا كنیم این است كه تا وقتی ما دستخوش احساسات هستیم، دستخوش حواس هستیم، دستخوش عواطف هستیم، محكوم عطوفتها و رأفتها و جلوههای ظاهری هستیم این را كه من خدمتتان عرض میكنم نه خیال كنید فقط برای افرادی كه اینها حالا یك قدری جوان هستند و سرد و گرم روزگار را كمتر چشیدهاند و نسبت به مطالب تجربه كافی ندارند، نخیر، بنده این مطالب را در افراد اهل علم مجتهد هفتاد ساله هم دیدهام، با دو كلمه حرف بهطور كلی تمام مسائل پنبه شده است! اینكه انسان محكوم احساسات بشود نه اینكه علم در او دخالت ندارد، علم دخالت دارد ولی علم نمیآید حالت نفسانی انسان را تغییر بدهد. علم ابزاری است كه انسان به واسطه آن ابزار، میتواند از آن عقل استفاده صحیح كند این ابزار را بدست بدهد. خدا در انسان عقل قرار داده حجت متصل قرار داده، حجت و دلیلِ قرین با روح و نفس قرار داده. این عقل برای انتخاب مسیر صحیح احتیاج به ادوات و ابزار دارد؛ هرچه علم انسان بیشتر بشود تجربه انسان بیشتر بشود، راه عقل برای رسیدن به مقصود كوتاهتر خواهد شد و فشاری كه بر عقل میآید برای انتخاب مسیر صحیح، كمتر خواهد شد و دست او برای اختیار احسن بازتر خواهد شد. این مربوط به علوم است، كه انسان از دیدنیها و شنیدنیها و آنچه را كه در رفتار بزرگان دیده است و تجربه كرده است آنچه را كه از علوم حقه، عقلیه و نقلیه از ائمه معصومین علیهم السّلام كه جای خدشه و تردید و شك ندارد، در اندوخته ذهن خود ذخیره كرده است اینها مجموعاً وسائط و وسایلی است كه عقل با بكارگیری اینها، آن راه احسن و اصلح را میآید در جلوی شما قرار میدهد. پس هرچه اندوخته بیشتر باشد دست عقل بیشتر بازتر است، هرچه معلومات انسان بیشتر باشد به همان مقدار دست عقل بیشتر باز است، نه اینكه معلومات میآید و احساسات را كنار میزند، نه! هیچ اینطور نیست.
