
انحراف بعد از پیامبر اکرم بهواسطۀ عدم ادراک عقلانی حقیقت آن حضرت
كيفيت سلوك عقلاني. شرح فقره: و لا يدع أيامه باطلاً. 1 توضيحي راجع به اين فقرۀ شريفه از كلام امام صادق عليهالسلام و بيان مراد امام صادق عليهالسلام از بطالت. 2 شرط اول در مسير سير و سلوك انجام دقيق واجبات و ترك محرمات ميباشد. 3 بيان برخي از سنن باطله و به دور از فرهنگ اسلام و تشيع كه امروزه در ميان افراد رايج و متعارف شده است. 4 استفاده از هرگونه آلات موسيقي در مجالس عزاداري سيدالشهداءعلیه السلام حرام ميباشد. 5 حركت سيدالشهداء عليهالسلام براي خارج كردن انسانها از احساسات و زدودن پردههاي غفلت و جهل از ديدگاه ايشان و قرار دادن آنها در مسير عقلاني ميباشد. 6 توضيحي راجع به سلوك عقلاني و اينكه مبنا و پايۀ تفكرات و اعمال انسانها بر اساس تبعيت از احساسات و مسائل اعتباري ميباشد. 7 عدم ادراك عقلاني حقيقت و واقعيت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و دستورات او و تبعيت از ايشان بر اساس احساسات و اعتباريات منجرّ به كنار زدن اميرالمؤمنين عليهالسلام از مسأله جانشيني و خلافت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم شد. 8 ذكر حكايتي از ابابكره در جريان جنگ جمل در ارتباط با حيرت و سرگشتگي او از ادراك جريان حق به واسطۀ غلبۀ احساسات بر او.
انحراف بعد از پیامبر اکرم بهواسطۀ عدم ادراک عقلانی حقیقت آن حضرت
12شما یك نوار دارید این نوار درش مجموعی از كلمات بزرگان از حِكَم و قصص و اعتبارات و نكات اخلاقی است، تا این دكمه را فشار ندهید و این نوار را به كار نیندازید و این به گوش شما نخورد نمیدانید كه چه كنید؟ باید این را به كار بیندازید. این مجموعهای كه الان در اینجا وجود دارد از علوم از تجربه، حكم این نوار را دارد تا عقل دكمه را نزند هیچ فایدهای برای این علوم نیست. لذا دیدیم بسیاری از افراد علما، همه دستخوش احساسات واقع شدند نه اینكه علم نداشتند، داشتند، از ماها هم بیشتر داشتند ولی عقل نیامد جلو. در جریان مشروطه، اینهایی كه آمدند و یكی این طرف را گرفت، یكی آن طرف را گرفت یكی مشروطهخواه شد یكی دنبال سلطنت طلبیها و استبداد رفت، اینها چه كسانی بودند؟ اینها افرادی بودند كه مرجع بودند، صاحب رساله بودند صاحب فتوا بودند، صاحب مقلد بودند مقلدین داشتند، در بلاد، در شهرها، همه افراد تابع آنها بودند، با یك حكم آنها یك كشور از جا برمیخواست. با یك حكم آنها انقلابی در یك جا پیدا میشد. اما چرا اینها در این جریان دستخوش اینگونه انحرافات واقع گشتند؟ چرا؟ چون احساسات آمد غلبه كرد، عقل نیامد جلو، اگر عقل میآمد جلو، خداوند آنچه را كه حق بود به آنها نشانمیداد.
اگر رفقا در نظر داشته باشند در جلد دوم اسرارملكوت من حكایات و شواهدی از این قبیل در موارد مختلف نقل كردم اگر دقت كنند كه چطور مرحوم آقا در ارتباط با افراد و با علمای طراز اولِ آن زمان، به نكاتی اشاره میكردند كه آن نكات را اگر افراد میگرفتند و روی آنها دقت میكردند مطلب برای آنها روشن میشد و به چه ظرائفی اشاره میكردند كه آن ظرائف هر چیزی را كه نمیشود گفت، نمیشود بگویی آقا، دنبال این شخص را كه میگیری باطل است! نمیشود كه این حرف را زد، نمیشود گفت آقا این راهی كه الان میروید باطل است، با یك نفر فرد عالمی كه برای خودش هزار تا مسئله دارد كه نمیشود به همین راحتی صحبت كرد، آقا این راهی كه میروید باطل است، آقا دنبال این كه میروید باطل است، آقا این مسیری كه میروید به جهنم است! این را كه نمیشود گفت ولی خدا میآید با لطافت، با ظرافت در ضمن یك نكته با اشاره با كنایه در ضمن یك حكایت، یك مطلبی را میگفت و آن نكته را میزد.
