اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی

14767
عنوان بصری
نسخه عربی

وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی

11
  • اما اگر آمدیم در همان كار مِن و مِن كردیم، حالا چشم، خدمت شما عرض می‌كنم! ببخشید! تأمل نكردم! این‌طور به ما گفته‌اند! حضرت می‌فرمایند: بلكه به شما چیزهای دیگر می‌گفتند، اگر از یك شخصی پیغامی می‌رسید كه خودكشی كنید شما می‌كردید؟ برو پی كارت! اگر از شخصی پیغامی می‌رسید كه زنت را طلاق بده طلاق می‌دادید؟ می‌گفتید این آقا به سرش زده. چی شد؟ در مسائل سلوكی چون از یك شخصی خبری رسیده باید تسلیم شد؟! یعنی این‌قدر قضیه پفكی و پوشالی است؟! نه دیگر! اگر قرار است خبری برسد چرا اینجا عمل نمی‌كنی، چرا آنجا عمل نمی‌كنی؟ اما همین‌كه گفتند با او بیعت كن و از او دستگیری كن یا اینكه سر ارادت به دامان فلان‌كس بسپار! در این مسائل یا هر كسی حرفی زد اینجا قبول می‌كنیم، او خواب دیده، او مكاشفه كرده است پس مطلب تمام است. بلكه اگر او مكاشفه كند كه تو خود را از پشت بام بیندازی، تو می‌اندازی؟ چرا نمی‌اندازی؟ پس دروغ می‌گویی و كلاه می‌گذاری بر یافته‌های خودت، بر واقعیات خودت كه از درون به تو تلنگر می‌زند. چون نفس خودت را موافق با نظر مخالف نمی‌بینی به دنبال بهانه می‌گردی، به دنبال توجیه می‌گردی. چون فلان زنك خواب دیده بنابراین در این مسئله حجیت وجود دارد! چون فلان بچه فلان خواب را دیده بنابراین این مسئله تمام است! خب اگر قرار بر این باشد در مقابل این، این هم وجود دارد دیگر! او خواب دیده این هم خواب خلافش را دیده! آن مكاشفه كرده این هم این جور مكاشفه كرده، این می‌شود دین پفكی! این می‌شود أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ‌ العنكبوت، ٤١ این می‌شود خانه‌ای كه از خانه عنكبوت سست‌تر است این می‌شود همه تخیلات و این می‌شود خدای ناكرده نفاق و خدعه و مكر و مكر!

  • مگر همین افراد نبودند كه بعد از پیغمبر گفتند: یا علی! دیگر مسلمین این كار را كرده‌اند و شما دیگر قضیه را سخت نگیر! شما دیگر این كار را نكن! امیرالمؤمنین به آنها نگفت، اگر من بودم می‌گفتم حضرت خیلی بزرگوارتر از این حرف‌هاست می‌گفتم اگر مردم می‌گفتند جنابعالی این عیالت را كه این‌قدر دوستش داری و یك ساعت نمی‌توانی تركش كنی این عیال را بیاور و به ابوبكر بده چه می‌كردی؟! چه كار می‌كردی؟ می‌گفتی چشم و دو دستی تقدیمش می‌كردی یا شكمش را پاره می‌كردی؟! می‌گفتی داره زنم را از من می‌گیرد! این حرفها چیست؟ او سنش نود سال است و ... یا اگر می‌گفتند خودت را از بالا به پایین بینداز می‌گفتی چه؟ می‌گفتی غلط كردید خودتان را بیندازید پایین، چرا من بیندازم! تو كه رفتی بالای منبر خودت را پرت كن پایین! چرا ما بیندازیم؟ اما حالا كه می‌گویند دست از علی بردار، می‌گویی مسلمین توافق كرده‌اند و دیگر شما مخالفت نكنید! یعنی این‌قدر امیرالمؤمنین آمد پایین؟! واقعاً انسان نمی‌داند به حال این مردم بخندد یا گریه كند. یعنی امیرالمؤمنین این‌قدر آمد پایین و پست شد، نعوذ باللَه، این‌قدر در درجه از عدم توجه و بی‌اعتنایی قرار گرفت كه مثل آب خوردن و نون و دوغی كه اگر نشد نون سبزی و اگر این نشد آن و علی هم نشد نشد و ابوبكر به جایش آمد، قضیه هم كه مهم نیست!