اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی

0
عنوان بصری
عنوان بصری

لزوم حركت سالك الهي بر اساس سلوك عقلاني. شرح فقره: و لا يدع أيامه باطلاً. 1 مقصود و منظور از حركت به سمت پروردگار متعال وصول به مرتبه تكامل و فعليت تامه استعدادات است و اين امر جز با تعبد و التزام به ملاكات و مباني راه امكان‌پذير نمي‌باشد. 2 سير و سلوك در راه پروردگار متعال خارج از نظام حاكم بر عالم وجود كه مبتني بر سعي و تلاش و عمل افراد در رسيدن به غايت و مقصود خود است نمي‌باشد. 3 حمايت خالد بن وليد از خليفه اول مانع از اجراي حد بر او در جريان قتل مالك بن نويره و عمل زشت او شد. 4 مقايسه‌اي ميان عملكرد خلفاء و اميرالمؤمنين عليه‌السلام در ارتباط با وقايع و جريانات مختلف. 5 اطاعت و تبعيت اصحاب از رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم بر اساس احساسات و نه بر پايۀ موازين و مباني عقلاني علي‌رغم 23 سال تلاش پيامبر در هدايت ايشان منجر به كنار زدن اميرالمؤمنين عليه‌السلام از جايگاه خلافت و جانشيني مي‌شود. 6 عدم پذيرش عقلاني حقيقت و واقعيت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و مباني آن حضرت توسط افراد در جريان جنگ خندق و اُحد ظاهر و آشكار مي‌شود. 7 تقاضاي خليفه اول از اميرالمؤمنين عليه‌السلام علامت و نشانه‌اي را براي اثبات حقانيت خود در مسأله خلافت و مشاهده پيغمبر اكرم صلوات اللَه عليه. 8 اميرالمؤمنين عليه‌السلام و اصحاب خاص پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ايشان را از دريچه اعجاز و انجام امور غيرعادي و احساسات مشاهده نمي‌نمودند بلكه از دريچه حق و واقع و نفس اطاعت از پروردگار متعال نظاره مي‌كردند. 9 چگونه انسان‌ها در بسياري از موارد مسحور احساسات و چهرۀ به ظاهر صلاح و مقدس‌نماي افراد قرار مي‌گيرند. 10 عدم بهره‌مندي و استفاده شايسته و مبتني بر مباني عقلاني افراد از اولياء الهي و بزرگان در مسير تربيت نفس و تكامل وجودي خويش و حسرت نعمت از دست رفته ايشان.

وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی

11
  • اما اگر آمدیم در همان كار مِن و مِن كردیم، حالا چشم، خدمت شما عرض می‌كنم! ببخشید! تأمل نكردم! این‌طور به ما گفته‌اند! حضرت می‌فرمایند: بلكه به شما چیزهای دیگر می‌گفتند، اگر از یك شخصی پیغامی می‌رسید كه خودكشی كنید شما می‌كردید؟ برو پی كارت! اگر از شخصی پیغامی می‌رسید كه زنت را طلاق بده طلاق می‌دادید؟ می‌گفتید این آقا به سرش زده. چی شد؟ در مسائل سلوكی چون از یك شخصی خبری رسیده باید تسلیم شد؟! یعنی این‌قدر قضیه پفكی و پوشالی است؟! نه دیگر! اگر قرار است خبری برسد چرا اینجا عمل نمی‌كنی، چرا آنجا عمل نمی‌كنی؟ اما همین‌كه گفتند با او بیعت كن و از او دستگیری كن یا اینكه سر ارادت به دامان فلان‌كس بسپار! در این مسائل یا هر كسی حرفی زد اینجا قبول می‌كنیم، او خواب دیده، او مكاشفه كرده است پس مطلب تمام است. بلكه اگر او مكاشفه كند كه تو خود را از پشت بام بیندازی، تو می‌اندازی؟ چرا نمی‌اندازی؟ پس دروغ می‌گویی و كلاه می‌گذاری بر یافته‌های خودت، بر واقعیات خودت كه از درون به تو تلنگر می‌زند. چون نفس خودت را موافق با نظر مخالف نمی‌بینی به دنبال بهانه می‌گردی، به دنبال توجیه می‌گردی. چون فلان زنك خواب دیده بنابراین در این مسئله حجیت وجود دارد! چون فلان بچه فلان خواب را دیده بنابراین این مسئله تمام است! خب اگر قرار بر این باشد در مقابل این، این هم وجود دارد دیگر! او خواب دیده این هم خواب خلافش را دیده! آن مكاشفه كرده این هم این جور مكاشفه كرده، این می‌شود دین پفكی! این می‌شود أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ‌ العنكبوت، ٤١ این می‌شود خانه‌ای كه از خانه عنكبوت سست‌تر است این می‌شود همه تخیلات و این می‌شود خدای ناكرده نفاق و خدعه و مكر و مكر!

  • مگر همین افراد نبودند كه بعد از پیغمبر گفتند: یا علی! دیگر مسلمین این كار را كرده‌اند و شما دیگر قضیه را سخت نگیر! شما دیگر این كار را نكن! امیرالمؤمنین به آنها نگفت، اگر من بودم می‌گفتم حضرت خیلی بزرگوارتر از این حرف‌هاست می‌گفتم اگر مردم می‌گفتند جنابعالی این عیالت را كه این‌قدر دوستش داری و یك ساعت نمی‌توانی تركش كنی این عیال را بیاور و به ابوبكر بده چه می‌كردی؟! چه كار می‌كردی؟ می‌گفتی چشم و دو دستی تقدیمش می‌كردی یا شكمش را پاره می‌كردی؟! می‌گفتی داره زنم را از من می‌گیرد! این حرفها چیست؟ او سنش نود سال است و ... یا اگر می‌گفتند خودت را از بالا به پایین بینداز می‌گفتی چه؟ می‌گفتی غلط كردید خودتان را بیندازید پایین، چرا من بیندازم! تو كه رفتی بالای منبر خودت را پرت كن پایین! چرا ما بیندازیم؟ اما حالا كه می‌گویند دست از علی بردار، می‌گویی مسلمین توافق كرده‌اند و دیگر شما مخالفت نكنید! یعنی این‌قدر امیرالمؤمنین آمد پایین؟! واقعاً انسان نمی‌داند به حال این مردم بخندد یا گریه كند. یعنی امیرالمؤمنین این‌قدر آمد پایین و پست شد، نعوذ باللَه، این‌قدر در درجه از عدم توجه و بی‌اعتنایی قرار گرفت كه مثل آب خوردن و نون و دوغی كه اگر نشد نون سبزی و اگر این نشد آن و علی هم نشد نشد و ابوبكر به جایش آمد، قضیه هم كه مهم نیست!