وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی
2أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
در جلسات گذشته بحث راجع به «سلوك عقلانی» بود كه در توضیح كلام شریف امام صادق علیهالسّلام كه فرمودند: «وَ لَا یدَعُ أَیامَهُ بَاطِلًا؛ آن كسی كه در راه خدا حركت میكند روزگارش را به بطالت نمیگذراند» مطالبی خدمت رفقا عرض شد.
به واسطه بعضی از سؤالاتی كه پیش آمده بود به نظرم رسید مقداری از آن منهج بحث انحراف پیدا كنیم و راجع به برخی از نكات مبهمی كه ممكن است در اثر این صحبتها پیش آمده پاسخهایی اجمالًا داده شود و در جلسات بعد همان كیفیت بحث را دنبال كنیم.
با توجه به مطالبی كه قبلًا خدمت رفقا عرض كردیم مطلب تا حدودی به دست آمد كه: مقصود و منظور از حركت در راه پروردگار و رسیدن به مقام قرب، همان وصول به مرتبه تكامل و فعلیت استعداد است. این تكامل و فعلیت استعداد به حرف نیست بلكه به تعبد و التزام و تقید به ملاكات و مبانی حاصل میشود و حركت راه خدا یك ممشا و منهج و طریق و راهی جدای از راه سایر اموری كه انسان در این دنیا به آن اشتغال دارد نیست. همانطوری كه در رسیدن به مقاصد دنیوی یا معنوی كه در دنیا برای انسان حاصل میشود به صرف گفتن و شنیدن و در مجلسی حاضرشدن برای انسان حاصل نمیشود بلكه انسان باید به مطالب و مسائلی كه مطرح میشود جامه عمل بپوشاند و وقتیكه از مجلس خارج میشود آنچه را كه شنیده است یكبهیك در خود محقّق كند؛ صرفاً دلش به این خوش نباشد كه در مجلسی شركت كرده كه ذكر خدا هست و مطالبی از بزرگان نقل شده است. یا نفس و وجدان خود را راضی كند به اینكه هر یك هفته، دو هفتهای یك چنین مطالبی به گوشش میخورد. اینها هیچ فایدهای ندارد، به اندازه سرسوزنی فایده ندارد و بین كسی كه در مجلس شركت كرده و كسی كه شركت نكرده به اندازه یك میلی متر فرقی ندارد مگر اینكه شخص نسبت به مطالبی كه گفته میشود جامه عمل بپوشاند. صریحتر از این خیال نمیكنم عبارتی پیدا كنم كه مطلب را ادا كرده باشم.

