
وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی
وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی
21استاد اینطوری نیست كه خیال كنید. میآید دست میگذارد روی آن چیزهایی كه خلاف توقع ما است! نه اینكه خیال كنی حلوا میگذارد دهانت، شیرینی! اگر اینطور باشد كه تمام چهار میلیارد جمعیت دنیا میشوند شاگردش، نه آقاجان! اینهایی كه همه دارند از حق فرار میكنند بخاطر همین است و میگویند آقا پا روی دم ما نگذار!
شخص فاضلی است و در طهران است و در دوران طلبگی ارتباطی هم با ما داشت، آمد پیش ما و گفت فلانی من میخواهم بروم پیش پدر شما. گفتم: فلانی پدر ما به درد شما نمیخورد. گفت: چرا نمیخورد؟ شما در اینجا هستید به یاد ما نیستید. گفتم: من یك شمّهای از پدرم برای شما نقل میكنم خواستی برو و نخواستی نرو. گفتم: بابای من با تمام كارهایت كار دارد، با منبرت كار دارد با محرابت و زنت و بچهات و كیفیت ارتزاقت و كیفیت مطالعهات و رفقایت و رفتوآمدت كار دارد. فكری كرد و گفت: میآیم پیشش ولی به شرط اینكه پا روی دم من نگذارد. گفتم پس از همینجا تشریف ببرید و نگذارید كه ایشان پا روی دم حضرت عالی بگذارند! نه نه! بلند شد رفت و دیگر از او خبری نشد البته گاهی ارتباط داریم ولی دیگر از آن مطالب خبری نشد.
او كه ننشسته آنجا كه هیئتوار بیایند دورش بنشینند و سینه بزنند! او كار دارد و وقت ندارد زندگی دارد و هزارتا كار دارد، آمده وقت و فهمش و عمرش را برای ما گذاشته، ما جُهّال عوام و ... این چیزها گذاشته، آن هم بعدا آدم از این طرف بشنود و از آن طرف رد كند، مگر بنده مریضم مگر بیكارم؟! او بلند میشود میآید انگشت میگذارد روی آن چیزهایی كه مخالف با طبع ماست، مخالف با حیثیات و توقعات و نیات ما است و آنچه را كه ما برای خودمان اصل قرار دادیم در ارتباطمان و كارمان و معاشراتمان. آقا از فردا این كار را نباید بكنی، از فردا همه چیز به هم میخورد، این همان چیزی است كه در زمان رسول اللَه بود!
