
وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی
وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی
22مگر ایشان این كارها را نمیكردند؟ البته اگر در شخص استعداد میدیدند این كار را میكردند، در بعضی از اوقات هم مسائل دیگری پیش میآمد كه دیگر آن شخص نمیبایست بیش از این مزاحم باشد یك مطالبی میگفتند كه طرف راهش را بكشد و برود و به همین كیفیت باشد. این كار را انجام میدادند و همه هم این كار را میكنند این روش روش همه بود، این چیست؟ این همان رشد دادن و حركت كردن و رسیدن تا آنجاست.
امیرالمؤمنین علیهالسّلام راجع به رسول خدا میفرماید: طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ1 پیغمبر طبیبی بود كه میآمد داروهایی كه انتخاب میكرد گاهی تلخ بود كپسولها و قرصها گاهی تلخ بود مثل حالا نبود كه روی هر داروی تلخی روكشی بكشند گاهی احتیاج به جراحت دارد آن هم نه جراحتی كه اول تا آخر بیهوش كنند نفهمد چه شد. سابق اطّبای قدیم كه جراحی میكردند آن موقع بیهوشی نبود، داروها و گیاهانی بود كه تا حدودی سر كننده بود و عمل میكردند، معده و آپاندیس را عمل میكردند و پدر این بنده خدا در میآمد و دستها را میبستند كه این حركت نكند كه از شدت درد این نمیتواند تحمل كند، گاهی از اوقات مسئله اینطور است یعنی رسول خدا میآید و دست میگذارد جایی كه از اینجا باید عبور كنی، عبور نمیكنی همینجا میایستی، این مرام و مكتب بزرگان و مكتب سلوك است.
اینكه میگویند انسان احتیاج به استاد دارد درست است، ولی استاد كیست؟ مرحوم آقا مگر استاد نبودند؟ احتیاج انسان به استاد یعنی احتیاج انسان به راهنما، نه به یك شكل ظاهری كه بیایید در یك جا بنشیند و انسان دستش را ببوسد، نه این نیست. احتیاج به یك راهنما كه آن راهنما در هرجا میتواند تحقق پیدا كند یا شخص استاد است یا راهنماییهایی كه كرده یا مطالبی كه نوشته است تمام اینها همان حقیقت استاد است كه در سلوك عقلانی به این مسئله ما میپردازیم.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ٢٠٧، خطبه ١٠٤.
