اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی

14767
عنوان بصری
نسخه عربی

وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی

7
  • چون رسول خدا می‌آید و اشاره می‌كند و درخت به رسالت و توحید شهادت می‌دهد پس ما از او اطاعت می‌كنیم. یعنی وقتی‌كه شما فكر می‌كنید می‌بینید تمام محدوده قلب او را ظواهر و مظاهر جاذب برای میل و شوق و توجه گرفته است، همین رسول خدا وقتی یك جنگ احد پیش می‌آید و شكست می‌خورد تمام آن افكار بهم می‌ریزد، مگر پیغمبر هم شكست می‌خورد؟ پس كو ملائكه‌اش؟ مگر خدا در قرآن نگفته است كه. .. أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ‌ آل‌عمران، ١٢٤ در جنگ بدر ما سه هزار ملائكه فرستادیم شما را تأیید كند. چرا آن ملائكه را در جنگ احد نفرستاد؟ پس كو آن پیغمبر؟ پس كو آن وعده‌های پیغمبر؟ اینكه نشد.

  • یا وقتی در جنگ خندق عمرو بن عبدود می‌آید و مبارز می‌طلبد و هیچ‌كس جرأت نمی‌كند، یقین می‌كنند در آنجا مرگ حتمی است؛ یعنی عمرو بن عبدود كسی بود كه شخصی كه می‌خواست انتحار كند و خود را اعدام كند به مبارزه با او می‌رفت مرگ حتمی بود. فرض كنید دست یك نفر تفنگ است و دست یك نفر چاقو است، تا او بخواهد بیاید اینجا، این شلیك كرده است و او را همان‌جا از پا درآورده است، غیر از اینكه بگوییم رفتار او در این مبارزه عقلایی نیست و هیچ وجه و توجیهی ندارد، حداقل در مبارزه باید تساوی برقرار باشد. عمرو بن عبدود چنین فردی بود، یعنی كسی می‌آمد مقابل او كه قصد داشت كشته بشود، شكی در این مسئله نداشت، حالا عمرو بن عبدود آمده در اینجا، یك مرتبه تمام افراد به پیغمبر شك كردند. چرا؟ چون مرگشان را حتمی دیدند. مگر پیغمبر آمده عمر شما را مانند عمر خضر تضمین كند؟! بروید بمیرید و كشته شوید و شهید شوید، كی گفته؟

  • اگر پیغمبر برای حیات و زندگی بود كه این همه جنگ به راه نمی‌انداخت، این همه مسئله شهادت نبود. البته شهادت در ركاب پیغمبر! مسئله خلط نشود! این همه جهاد نبود، این همه جنگ و توسعه و بسط اسلام نبود. اینها همه برای چیست؟ برای این است كه رسول خدا آمده است كه این حیات مادّی و دنیایی ما را، معبر و گذر برای آن حیات قرار دهد. حالا در این گذر، گاهی جنگ و شهادت و از بین‌رفتن و قتل پیش می‌آید و گاهی اوقات مرض پیش می‌آید و گاهی هم ممكن است برای كسی چنین قضیه‌ای پیش نیاید و نود سال هم عمر كند بعد با یك آنفولانزا و سكته قلبی از بین برود. علی‌كلّ‌حال، این دنیا را باید به عنوان یك معبر نگاه كرد، این افراد معلوم می‌شود در زمان خود پیغمبر به پیغمبر به عنوان وسیله برای بقای خود در این دنیا به بهترین نحو نگاه می‌كردند، نه یك وسیله برای عبور، نه یك وسیله‌ای برای رشد، اگر وسیله برای رشد است چه عمرو بن عبدود بیاید چه گربه بیاید فرقی نمی‌كند، در مسئله تفاوتی نمی‌كند. در جایی كه رسول خدا هست بین عمرو بن عبدود و یك فرد عادی برای مقابله چه تفاوتی هست؟ مثل عمر! وقتی جنگ تمام می‌شد و اسرا را می‌آوردند همین جناب عمر می‌آمد می‌گفت: یا رسول اللَه! اجازه بده اینها را گردن بزنم. تا حالا كجا بودی؟! حالا كه اینها دستشان را بسته‌اند و بدبخت‌ها نمی‌توانند نفس هم بكشند پیدایش می‌شود و شمشیرش را می‌كشد و می‌خواهد گردن بزند! یك ساعت پیش كجا تشریف داشتید؟! حالا آمده‌ای در اینجا شمشیر می‌كشی؟