وجوب حرکت سالک الهی براساس سلوک عقلانی
8اینها رسول خدا و حیات رسول خدا را برای بقای در این دنیا میخواهند و آن بقا تا وقتیكه محرز است رسول خدا، رسول خدا است. تا وقتیكه آن حیاتِ متوقَّع موجود است آن رسول خدا خاتم المرسلین است اشرف الآنبیاء والمرسلین و خاتم السفراء المقربین است و از این القاب و عناوینی كه هر شخصی به مقتضای فكر خودش در تعظیم و تكریم رسول خدا میتواند به كار ببرد. تا یك مقدار پیچ و مهره شل شد، دیگر نه از آن لقب خبری است و نه از آن اوصاف خبری است نه از آن جلالت و منزلت خبری است! فقط اینكه چگونه فرار كنیم، یك جا را پیدا كنیم و فرار كنیم مگر نرفتند؟ در جنگ احد، سه روز همان سه بزرگوار اول و دوم و سوم تا سه روز رفتند و بعد هم قاصد فرستادند ببیند مدینه چه خبر است هستند، نیستند؟ مردهاند یا زندهاند؟ آمدند گفتند: پیغمبر هنوز سر جایشان هستند، تشریف بیاورید، بفرمایید با دسته گل از شما پذیرایی كنیم، این مجاهدین صدر اسلام ما!
این رسول خدا و خاتم المرسلین برای این است كه ما بمانیم، برای این است كه توقعات ما انجام شود! برای این است كه ما در این دنیا به خواسته مان برسیم، به آن زنی كه مورد توقّع ما هست دسترسی پیدا كنیم پیغمبر را جلو میاندازیم! به آن منزلی كه مورد درخواست ما است میآییم این كار را میكنیم! به آن خواست و ریاستی كه مورد نظر ما است پیغمبر را جلو میاندازیم. حالا اگر پیغمبر آمد و گفت بیا این كار را بكن و این زن را بگیر و بیا در اینجا سكونت اختیار كن، اصلًا بیا یك گوشه بنشین. تمام معجزات و كرامات و مسائل خارقالعاده صورت خود را عوض میكند. چرا این با ما این كار را كرد؟ نداشتیم ها! ما كه همیشه در صف اول نماز جماعتش بودیم، ما كه همیشه در ركابش بودیم! این حرفها را به پیغمبر میزدندها، این پیغمبر و امیرالمؤمنین را برای این میخواهد، امیرالمؤمنین میگوید نه! من همینم، این به درد شما میخورد و این به درد شما نمیخورد والسّلام، میخواهی قبول كن میخواهی نكن! لذا دنبال امیرالمؤمنین هم نمیآید و میرود دنبال ابوبكر.

