پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
10مرحوم آقا میفرمودند من در آن زمان گاهی منزل بعضیها میرفتم میدیدم وقتیكه نشستند، در یك كناری آنجا یك پوستین است مثلًا فرد كه میآید روی این پوستین مینشیند. میگفتند كه من رفتم تذكر دادم: آقا كسی كه اینجا مینشیند باید به همان كیفیتی بنشیند كه سایر افراد هستند، این پوستین را از اینجا بردارید. دیدیم بهشان برخورد ا! كسی هم پیدا شده كه به ما تذكر بدهد!
چی شد قضیه؟ ما آمدیم كه همه با هم بر سر یك سفره بنشینیم، ما آمدیم كه همه با هم در یك طراز قرار بگیریم منتها یك نفر عامی یك نفر عالم، آن اشكال ندارد ولی در یك طراز هستیم. التفات كنید! پیغمبر با سایر اصحاب در یك طراز بودند منتها او رسول اللَه بود و ما امّت او؛ یعنی رسول خدا به اندازه سرسوزنی خودش را بالاتر از بقیه نمیدید، بالاتر بود و نمیدید! این غیر از این است كه من خود را بدانم، این دانستن من مقام اثبات است آن مقام ثبوت داشت. چون نمیدید شد رسول اللَه و خاتم النبیین.
الآن كه من برای شما صحبت میكنم گوینده من هستم و شما مستمع، بین من و بین شما هیچ تفاوتی نیست بدون رودربایستی، تواضع هم نمیخواهم بكنم من اهل تواضع نیستم حالا در باطنمان چه میگذرد خدا میداند! واقع را میگویم. اگر هم به مجاز میگوییم خدا اصلاح كند و به حقیقت برگرداند؛ چون بالاخره همه ما تا حدودی در مجاز هستیم، درصدش فرق میكند این مجاز باید تبدیل به حقیقت شود بین من و شما هیچ فرقی نیست، فقط فرق این است: من اطّلاعم نسبت به مسائل بزرگان از شما بیشتر است میآیم آن مطالب را برای شما حكایت میكنم همین، هیچ تفاوتی دیگر ندارد. اگر شما هم جای من بودید من مینشستم شما میآمدید اینجا؛ یعنی اعتمادی كه شما به من دارید از این نقطه نظر كه من آن مطالب را بازگو كنم و در آنها دست نبرم و مرا معتمد خودتان قرار دادید، همهاش فقط همین فرق است، هیچ تفاوت دیگری ندارد. نه بین عالم ما، نه بین غیر عالم ما، چرا؟ چون خدا برای همه یكسان است.

