پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
7اینها خیال میكنند با این الفاظ و عبارات میتوانند به آن منویات برسند غافل از اینكه آن ضمیر و سِرّ به سرّ اله ارتباط دارد و از آنجا نور میگیرد. چطور ظلمت میتواند در نور مداخله كند؟ چطور ظلمت میتواند وارد نور بشود؟ نور میآید و ظلمت را رسوا میكند؛ وقتیكه این چراغ روشن شد دیگر خبری از ظلمت نیست این چراغها را خاموش كنید میبینید همه جا را ظلمت گرفت، همینكه كلید را میزنید یك مرتبه ظلمت میرود، دیگر تمام شد. وقتیكه نور میآید دیگر نمیتواند ظلمت بیاید و بگوید من میخواهم خودم را در اینجا با نور در یك كنار قرار بدهم، او كنار میزند او پس میزند و میبرد. این راجع به چیست؟ این راجع به امور دنیوی و این هم راجع به امور الهی.
امام علیه السّلام به «عنوان» میفرماید كه سالك راه خدا اگر میخواهد اصلاح بشود، اگر میخواهد به مقصود برسد، اگر به همان رتبه و كمال و به همان اتمیت كه برای او بهوجود آمده است و مقصود از تكوّن و تكوین اوست میخواهد برسد باید روزگارش را به بطالت نگذراند، هر لحظه از عمرش را باید به یاد خدا باشد هر ساعتی از عمرش را باید به یاد خدا بگذراند.
در سه مرتبه از مراتب وجودی، مرتبه اول مرتبه ظاهر؛ عملش باید عملی باشد كه مطابق با شرع باشد رفتوآمدش باید رفتوآمد مطابق با شرع باشد، زبانش باید مطابق با شرع بگردد، گوشش باید مطابق با شرع بشنود، دست و پایش باید مطابق با شرع حركت كند. تا میبیند یك جا غیبت میكنند فوراً یا مطلب را برگرداند یا مجلس را ترك كند، تا میبیند حرفهای بی ربط میزنند یا باید مطلب را برگرداند یا اینكه برود و خودش را از آن مخمصه نجات بدهد. مطلبی را كه میخواهد بگوید باید احساس كند كه آن مطلب موافق با شرع است مطابق با شرع است. اگر ولیی از اولیاء الهی بود اگر امام علیه السّلام در كنار او بود این مطلب را به زبان میآورد یا به زبان نمیآورد؟ خیلی مسئله دقیق است ها! خیلی انسان میتواند روی این مطالب فكر كند. بداند كه آیا این نكتهای كه در اینجا میگوید بهتر از این هم میتواند بگوید یا نه؟ این روشی كه میخواهد اختیار كند آیا بهتر از این هم میشود بگوید یا نه؟ چهل روز امتحان كنیم نتیجهاش را خودمان میبینیم.

