پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
13كسی نگفته كه انسان بتواند به مقام عصمت برسد آن مقام عصمت مربوط به امام زمان علیه السّلام است و بس و اولیایی كه در رتبه طهارت سِرّ قرار گرفتند نه قلب حتی قلب هم هنوز خیلی كار دارد و نفس هم خیلی كار دارد هنوز تا به آنجا برسد به مرتبه طهارت سرّ قرار گرفتند آنها فعلشان و عملشان و خیالشان منبعث میشود از مقام طهارت ذات كه آن مقام، مقام عصمت است. آنها دیگر احتیاج به اصلاح ندارند آنها در مرتبه صَلُوح هستند آنها احتیاج به اخلاص ندارند، ما هنوز به آن مرتبه نرسیدیم. خیلی هنر داشته باشیم یك فكر شیطانی بیاید در ذهنمان، فكر را برطرف میكنیم این هنر ما. یك مطلب خلافی نسبت به یك رفیق در ذهن بیاید برای این كه این كار را بكنم، میگویم نه! این خلاف است. این را باید اصلاح كرد و انجام نمیدهم ولی بالاخره در ذهن میآید.
گاهی اوقات میشود كه انسان نسبت به ارتكاب مسائل و ارتكاب بعضی از گناهان میترسد، انجام نمیدهد احتراز میكند، ولی فكرش در ذهن میآید فكرش را كه انسان نمیتواند جلویش را بگیرد، فكرش در ذهن میآید و این فكر در ذهن میماند و انسان احساس لذّت و استلذاذ میكند از این فكر، ولی در مقام خارج اگر بخواهد این عمل اتفّاق بیافتد میترسد انجام نمیدهد. باز هم خدا پدرش را بیامرزد كه اگر در یك همچنین موقعیتی قرار گرفت این كار را نكند! میخواهد معاملهای انجام بدهد میداند كه در این معامله حق با شریك اوست حق با رفیق اوست حق با یك شخص دیگر است ولی این میتواند یك قسمی یك جوری مطلب را بگرداند كه این معامله به نفع او قرار بگیرد و این نفعش به او نرسد درحالتیكه او محقّ است، این میتواند این كار را انجام بدهد مینشیند با خودش فكر میكند میگوید ای كاش میتوانستم این كار را بكنم این عمل را انجام بدهم این نفع را برای خودم ببرم امّا همینكه آن مشتری میخواهد بیاید و این عمل را انجام بدهد میبیند دستش به كاغذ نمیرود میگوید نه! این كار اشكال دارد، این الآن حق اوست و با این كار ضرری متوجّه او میشود و آن ضرر را من انجام دادم. پس بنابراین من در اینجا گناهكار هستم ولی بدش نمیآید، تو ذهن میآید اما آن نفس لوّامه نمیگذارد كه آن تخیل صورت خارجی به خود بگیرد.

