پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
20آنها اصلًا سبقت میگرفتند؛ «وَ یتَسابَقونَ إلی الموُت»1 این جلو میافتاد كه مبادا از قافله عقب بماند. مبادا یك وقت بدائی پیدا بشود و امام حسین بگوید تو برگرد. مبادا یك وقتی بدائی پیدا بشود و حضرت بگویند: نه! تو نمیخواهد باشی. یك وقت یك قضیهای و مانعی اتّفاق بیفتد. اصلًا نگران بودند ترس داشتند تا قبل از اینكه بدن آنها روی زمین بیفتد، ترس داشتند نگران بودند كه نكند یك وقتی یك قضیهای ...
این اصحاب سیدالشهداء چه احساسی داشتند؟ واقعاً چه بوده قضیه؟ آن زهیری كه آن موقع پیش امام حسین نمیرود و بعد میرود و برمیگردد جور دیگری میشود، سرشتش عوض میشود، اكسیر به او خورده مس وجودش را به طلا تبدیل كرده كه بعد میآید به امام حسین میگوید كه ما برداریم برویم؟ كجا برویم؟2 این میآید میگوید كه اگر هزار مرتبه جان ما را بگیرند و كشته بشویم و بعد در آتش ما را بسوزانند و بعد از بین برویم و خاكسترمان را به باد بدهند باز دوباره همینیم. این چه مطلبی را فهمیده؟ این در چه موقعیتی است؟ این به طهارت سرّ رسیده. آن طهارت سرّ این است؛ یعنی دیگر اصلًا در ذهن اصحاب سیدالشهداء خطور خلافِ مسیرِ هدف نمیآید، بُكشند هم خودشان را دیگر یك همچنین چیزی نمیآید و نمیآید. وقتی نمیآید دیگر چكار كنند؟ هزار دفعه بُكشند یك میلیون بُكشند هزار دفعه چیزی نیست. تكه تكهاش كنند اصلًا بگویید كه همه را آتش بزنند چیزی نیست یعنی این اصحاب سیدالشهداء به یك مرتبه رسیدند كه در مسئله طهارت سرّ با خود سیدالشهداء متحد شدند.
این است كه امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید: خیلی عبارت عجیبی است «هُنا مُناخُ رِكابٍ وَ مصارِعُ عُشّاق»3 اینجا جایی است كه عاشقها اینجا میافتند نه افراد عادی، هركه یك پرچم دستش بگیرد، این نه! كسی در اینجا میافتد كه با سرّ فرزند من حسین متّحد شده، با حقیقت او یكی شده با نفس او اتّحاد برقرار كرده، لذا زهیرش با او یكی است، بریرش با او یكی است، آن غلام تركش با او یكی است، حرّ بن یزید ریاحی در آن ساعت آخر میآید ولی با آن سرّ متّحد میشود. ببینید چقدر این اكسیر كار میكند تا آن ساعت آخر آن طرفیه، در لشگر آنهاست دیگر، فرمانده لشگر آنهاست ولی این اكسیر امام حسین همینكه میآید به این میخورد اصلًا نه تنها دگرگونش میكند اصلًا با خودش متّحد میكند. شما بروید در قبر حرّ توسل كنید مثل اینكه به امام حسین توسل كردید فرقی نمیكند. شما بروید به حبیب بن مظاهر توسل كنید مثل اینكه به سیدالشهداء توسل كردید هیچ تفاوت نمیكند هیچ فرقی نمیكند.
- حياة الإمام الحسين عليهالسّلام، ج ١، ص ٨.
- ١. وقعة الطف، ص ١٩٩.
- ٢. تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ٧٣ و كامل الزيارات، ص ٢٧٠: خرج أميرالمؤمنين عليهالسّلام يسير بالناس حتى اذا كان من كربلاء ... ثمّ قال ... فأَنشَأَ يقول مُناخُ يركابٍ و مَصارِعُ الشهداء .... ولى در بحار الأنوار، ج ٤١، ص ٢٩٥ با مقدارى اختلاف در عبارت، به جاى) مصارع الشهداء(،) مصارع عشاق (آمده است.

