
پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
پرهیز از گذران عمر به بطالت. شرح فقره: ولا يدع ايامه باطلاً. 1 امام صادق عليه السلام در خطاب به عنوان بصري ميفرمايند: كسي كه طالب راه خداست نبايد ايامش را به بطالت سپري كند. 2 انسانها در رسيدن به منافع و خواستههاي مادي و ظاهري خويش به نحو اتم و اكمل اين مسأله را مورد توجه وعنايت قرار ميدهند. 3 افرادي كه اتجاه نفساني آنها و مقصد آنها دنيا بوده، براي ارضاء نفس خود و جلوه نمايي در قبال افراد به انجام اعمال شرعي و زهد و تقوي ميپردازند از مصاديق كلام امام صادق عليهالسلام به شمار ميروند. 4 چگونه انسانها در بسياري از موارد تابع احساسات و چهرۀ به ظاهر صلاح و مقدس افراد قرار ميگيرند. 5 نحوۀ عملكرد و برخورد اولياء الهي با افراد بر اساس احاطه و اشراف ايشان بر نفوس و باطن افراد ميباشد نه بر اساس چهرۀ ظاهرالصلاح ايشان و يا عدم آن. 6 بر اساس كلام امام صادق عليهالسلام فردي كه قصد حركت در مسير پروردگار متعال و رسيدن به كمال نهايي خود را دارد بايد در سه مرتبه از مراتب وجودي خود روزگارش به بطالت نگذرانده، هر لحظه از عمرش را به ياد خداوند باشد. 7 توضيحي راجع به كيفيت تحقق فرمايش امام صادق عليهالسلام در مرتبه ظاهر. 8 تأكيد اولياء الهي و بزرگان بر انجام اعمال از روي خلوص نيت.
پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
3یك وقت یادم میآید در جایی میخواندم كه در كشور امریكا یكسال كشاورزان و زارعها گندم مازاد بر مصرف خودشان یا مازاد بر فروش خودشان كه بسیار زیاد بود، بسیار زیاد بود تقریباً یك رقم قابل توجّهی بود كه در آنجا نوشته بود كه اگر این را به كشورهای فقیر افریقایی میخواستند بدهند تا یكسال گندم اینها را تأمین میكرد. اینها برای حفظ موازنه جهانی و تجارت تمام این گندمها را به دریا ریختند كه آن قیمت و ارزش این متاع در بازار جهانی محفوظ بماند و به همان سیر خودشان ادامه بدهند. این را میگویند معاملات مادی، بینش مادی. افراد در كشورهای فقیر از گرسنگی بمیرند درحالیكه اینها میتوانستند همین گندم را همین نعمت الهی را كه از آسمان آمده اینها كه نمیتوانستند اینها را درست كنند، زمین كه مال اینها نبود آب كه مال اینها نبود خورشید كه مال اینها نبود، این وسائط و وسائلی كه خدای متعال برای إحیاء زمین و زرع و محصول قرار داده این را در راه و روش شیطانی بكار میگیرد. این انسان، میگوید دیگری میمیرد بمیرد قیمت این متاع نباید پایین بیاید قیمت این جنس نباید پایین بیاید.
این انسان را كه ما میبینیم تمام همّت و تلاش خود را بهكار میگیرد به نحو اتمّ، فكر میكند عمر میگذارد امكانات خود را بهكار میگیرد تأمّل میكند از مستشاران مشورت میطلبد، در این راه با افراد خبیر صحبت میكند، مطلب را به مشورت میگذارد تا اینكه به آن نتیجه مطلوب دنیایی خود برسد. اما وقتیكه میآییم راجع به مسائل معنوی و الهی مطلب را بررسی میكنیم میبینیم نه! مسئله سست است. آن همت و اراده كافی برای این مطلب نیست؛ بیست درصد مورد توجّه است، سی درصد مسئله مورد توجّه است، چهل درصد مورد توجّه است، آنطور كه در این مسائل اهتمام میورزیم نسبت به مسائل حیاتی و اهمّ، به این نحو مطلب را پیش نمیبریم. این جهتش چیست؟ این تغییر و تعویضی است كه بین مسائل حیاتی و مسائل گذرا در ما پیش آمده، جای مطالب عوض شده، مطالب گذرا را حیاتی و واقعی ولایغمَضُ عَنه و مسائل حیاتی را گذرا و غیرقابل توجّه میپنداریم و به همان مقدار هم نسبت به مسئله واكنش نشان میدهیم.
