اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود

15065
عنوان بصری
نسخه عربی

پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود

3
  • یك وقت یادم می‌آید در جایی می‌خواندم كه در كشور امریكا یكسال كشاورزان و زارع‌ها گندم مازاد بر مصرف خودشان یا مازاد بر فروش خودشان كه بسیار زیاد بود، بسیار زیاد بود تقریباً یك رقم قابل توجّهی بود كه در آنجا نوشته بود كه اگر این را به كشورهای فقیر افریقایی می‌خواستند بدهند تا یكسال گندم اینها را تأمین می‌كرد. اینها برای حفظ موازنه جهانی و تجارت تمام این گندم‌ها را به دریا ریختند كه آن قیمت و ارزش این متاع در بازار جهانی محفوظ بماند و به همان سیر خودشان ادامه بدهند. این را می‌گویند معاملات مادی، بینش مادی. افراد در كشورهای فقیر از گرسنگی بمیرند درحالی‌كه اینها می‌توانستند همین گندم را همین نعمت الهی را كه از آسمان آمده اینها كه نمی‌توانستند اینها را درست كنند، زمین كه مال اینها نبود آب كه مال اینها نبود خورشید كه مال اینها نبود، این وسائط و وسائلی كه خدای متعال برای إحیاء زمین و زرع و محصول قرار داده این را در راه و روش شیطانی بكار می‌گیرد. این انسان، می‌گوید دیگری می‌میرد بمیرد قیمت این متاع نباید پایین بیاید قیمت این جنس نباید پایین بیاید.

  • این انسان را كه ما می‌بینیم تمام همّت و تلاش خود را به‌كار می‌گیرد به نحو اتمّ، فكر می‌كند عمر می‌گذارد امكانات خود را به‌كار می‌گیرد تأمّل می‌كند از مستشاران مشورت می‌طلبد، در این راه با افراد خبیر صحبت می‌كند، مطلب را به مشورت می‌گذارد تا اینكه به آن نتیجه مطلوب دنیایی خود برسد. اما وقتی‌كه می‌آییم راجع به مسائل معنوی و الهی مطلب را بررسی می‌كنیم می‌بینیم نه! مسئله سست است. آن همت و اراده كافی برای این مطلب نیست؛ بیست درصد مورد توجّه است، سی درصد مسئله مورد توجّه است، چهل درصد مورد توجّه است، آن‌طور كه در این مسائل اهتمام می‌ورزیم نسبت به مسائل حیاتی و اهمّ، به این نحو مطلب را پیش نمی‌بریم. این جهتش چیست؟ این تغییر و تعویضی است كه بین مسائل حیاتی و مسائل گذرا در ما پیش آمده، جای مطالب عوض شده، مطالب گذرا را حیاتی و واقعی ولایغمَضُ عَنه و مسائل حیاتی را گذرا و غیرقابل توجّه می‌پنداریم و به همان مقدار هم نسبت به مسئله واكنش نشان می‌دهیم.