پرهیز از گذراندن عمر به بطالت در سه مرتبه از مراتب وجود
9از اوّل ادعای اخلاص میكنیم امّا همینكه میرویم جلو جلو و در آن قضیه قرار میگیریم یك مرتبه نفس، همینطوری هم كه نیست، یك دفعه میبینیم یكی دیگر آمد و آن هم گفت من هم این كار را انجام میدهم، انسان ملاحظه میكند نفس در اینجا میبیند اگر او موقعیتش پایینتر از این است قبول میكند امّا اگر ببیند كه یكسان است یا اینكه آن فرد در یك مرتبه بالاتری قرار دارد اینجا شروع میكند نفس به دستوپا زدن. آن چرا آمده؟ حالا كه آن آمده پس من دیگر نیستم، یا من یا او! اینها چیه؟ اینها مضمارهایی است كه خداوند برای ما قرار میدهد تا اینكه ما را اصلاح كند والّا او میتوانست یك همچنین مسئلهای را پیش نیاورد میتوانست یك همچنین قضیهای پیش نیاید. این نفس میآید در یك همچنین بوته آزمایشی قرار میگیرد، اگر اخلاص العمل است میگوید: چه بهتر! فرد دیگری آمد زودتر به مقصد میرسیم. زودتر به نتیجه میرسیم. اگر نه! در او غش باشد در او خلط باشد در او تركیب باشد انسان میبیند كه نه! این آمد تكان خورد، این نفس شروع كرده تكان خوردن، شروع كرده واكنش نشان دادن.
اوّل مطلبی كه ما در آنجا پس از قبول و پذیرای مسئله در همان زمان مشاهده میكردیم این بود كه بالاخره موقعیت ما این وسط چه میشود؟ آن هم موقعیت ما چه میشود؟ بعد ایشان میفرمودند: وقتیكه وارد گُود شدیم، وارد قضیه شدیم جلو رفتیم دیدیم عجب! تمام آن كسانی كه میگویند اخلاصُ العَمَلِ لِله، همه آنها كشیدند عقب! این میگوید: اگر من این كار را بكنم این قضیه پیش میآید. این میگوید اگر این كار را بكنم اینطور میشود. اگر من بخواهم این اقدام را بكنم پس وضعیت من چه میشود؟ موقعیت ما در خطر میافتد. وضع ما، زندگی ما، حركت ما، اینها دستخوش تغییر و تبدیل میشود. لذا یك یك آنها خودشان را از آن وضعیت بیرون میكشند و چهبسا به مقابله هم برمیخیزند! یعنی آن پذیرایی اوّل، آن تقبّل اوّل آن جاذبه اوّل، آن پذیرش اوّل، چقدر این مسئله خوب است! چقدر این صحیح است! باید این كار انجام بشود، امّا همینكه یك مقداری جلو میرود، وضعیت به یك نحوی میخواهد در بیاید، همه میخواهند یكسان بشوند همه میخواهند برابر بشوند، همه میخواهند در یك سطح قرار بگیرند، اینجا نفس میآید و شروع میكند به دستوپا زدن و بالا و پایین رفتن!

