ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
12حالا فرض كنید ما هم در زمان پیغمبر هستیم. الحمدلله چه كار بود كه نكردند! سه نفر، چهار نفر بعد از رحلت پیغمبر آمدند دنبال امیرالمؤمنین. آن افرادی كه میآمدند آب وضوی پیغمبر را میربودند از پیغمبر و به صورت خود میكشیدند همانهایی بودند كه دختر پیغمبر را جلوی شوهرش تكهتكه كردند، همینها! دیگر بالاتر از این! همانهایی بودند كه آمدند آن پیرمرد را بردند بالای منبر پیغمبر نشاندند. همانهایی بودند كه امیرالمؤمنین را حقش را غصب كردند، همینها! همینهایی بودند كه وقتی پیغمبر از مسافرت میآمدند، میآمدند جلوی پیغمبر هلهله میكشیدند یا رسول اللَه! خیر مقدم میگفتند و طیب اللَه انفاسكم و سلام و صلوات و از این حرفها! اینهایی كه الان هم هست، همینها آن موقع هم بودند! از كره ماه كه نیامدند حضرت زهرا را بكشند، همینها بودند همین افراد بودند. خودمان را جای آنها بگذاریم و خودمان را بگذاریم در چنین وضعیتی، هنوز پیغمبر از دنیا نرفته، آمدند نسبت هذیانگویی به پیامبر دادند. این را خود اهل تسنن نقل میكنند حدیث قلم و قرطاس. حضرت فرمودند بیاورید چیزی بنویسم یك ساعت بعد هم از دنیا رفتند كه هیچوقت گمراه نخواهید شد. آن دومی بلند شد و گفت كه انّ الرجل لیهجر1 هذیان میگوید. یعنی رسول خدا را متهم به هذیانگویی كردند.
حالا علمای ما دارند این حدیث را رد میكنند و میگویند چنین حدیثی وجود ندارد! دست شما درد نكند! ممنون! كاری كه سنیها نتوانستند بكنند ما كردیم. آن آقا هم خارج از كشور میآید لگد زدن عمر به حضرت زهرا را رد میكند، آن هم از آن طرف. یكی هم زیارت عاشورا را رد میكند. الحمدلله وحدت برقرار شد! چه وحدتی كه ما از سنیها هم سنیتر شدیم! آنها همه این حرفها را در كُتبشان دارند، ما رو دست آنها زدیم! گفتیم بیخود در كتبتان دارید اینها دروغ است! حق با عمر است! حق با یزید و عمر و ابوسفیان و ابوبكر و اینهاست، اینها هم لابد از آثار آخرالزمان است. چیزهایی كه اصلًا انسان به تصور و توهمش هم نمیآید از افرادی كه صد سال و هشتاد سال و هفتاد سال از سنشان میگذرد میشنویم.
- نهج الحق و كشف الصدق، ص ٣٣٣؛ الطرائف فى معرفة مذاهب الطوائف، ج ٢، ص ٤٣٢.

