ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی
13اینها برای چه بود؟ اینها همه بخاطر این است كه ما مثل آنها و آنها مثل ما، نیامدیم این كار را انجام بدهیم كه آن وحیی كه بر پیغمبر آمده است را بگوییم بر ما آمده، اگر ما هم در زمان پیغمبر بودیم شاید جزو همانها بودیم! انشاءاللَه امیدواریم به بركت ائمه و ولایت ائمه و بزرگواری ائمه، اینها مانع شود. واقعاً خیلی عجیب است! آنقدر كه آنها گلبول قرمز و سفید داشتند، ما هم داریم، شش و قلب و ریه و ... را هم ما داریم. چیزی زیادی نداریم كه بخواهیم افتخار كنیم و خودمان را جدای از آنها بدانیم و بگوییم این مطالب برای آنهاست و برای ما نبوده.
همین الان بنده در مجالس تذكر میدهم و بیرون میآیم میروند خلاف عمل میكنند، همین الان! میگویم فلان كار را انجام بده این مسئله مربوط به من نیست، بزرگان و ائمه گفتهاند و اولیای الهی و پیغمبر گفتهاند، همین! آقا ما را نصیحت كنید! ما را نصیحت كنید! میروند بیرون و خلافش را انجام میدهند، خدا با كسی شوخی و رودربایستی ندارد.
من الان شخصی هستم مكلّف و مسئول از كلام و رفتار خودم، هر كدام از رفقا و دوستان به همین مقدار مسؤلیت و تكلیفی كه بر عهده من هست بر عهده آنها هم هست. وظیفه من گفتن و عمل كردن، وظیفه سایر افراد شنیدن و عمل كردن است. بارها هم گفتهام كه فقط به عنوان یك نوار به ما نگاه كنید به عنوان یك آینه، مطالبی را شنیدهایم از بزرگان از این طرف و آن طرف، افرادی هستند مستعد هستند و قابلیت و اهلیت دارند این مطالب را بدون اینكه در آن دست ببریم و خیانت كنیم به نحو امانت در اختیار آن افراد مستعدی كه میخواهند بگویند آقا اگر خودت عمل نمیكنی ما عمل میكنیم، ما این مطلب را برسانیم، بیش از اینكه دیگر مسئولیت و تعهد نیست، بیش از این در اینجا تضمین نیست. تضمین اگر قرار است كسی بدهد بنده نیستم. تضمین را امام زمان باید بدهد، هر كسی تضمین میخواهد سراغ امام زمان برود، سراغ من برای چه میآید؟ بنده تضمین نمیدهم.

