اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی

14٬793
عنوان بصری

لزوم عمل به دستورات بزرگان و تطبيق آن با مراتب وجودي خويش. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 امام صادق عليه‌السلام رسيدن به اولين مرتبه از مراتب تقوي را متوقف بر تحقق سه امر در وجود انسان مي‌دانند. 2 تفسير آيه 83 سورۀ مباركه قصص: تلك الدّار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوّاً في الارض و لا فساداً و العاقبة للمتقين. 3 امام صادق عليه‌السلام در اين فقرات شريفه آنچه را كه سالك الهي براي رسيدن به تجرد و طي مراتب كمال بدان نيازمند است بيان مي‌فرمايند. 4 بيان ديدگاه عرفاء باللَه نسبت به قرآن و كيفيت تلاوت آن. 5 همۀ انسان‌ها تا روز قيامت مخاطب قرآن كريم مي‌باشند و اين مسأله اختصاص به من خوطب به في زمان النزول ندارد. 6 لزوم تعلّم و يادگيري زبان عربي براي همۀ افراد به منظور ايجاد انس و الفت بيشتر و فهم عميق‌تر نسبت به قرآن كريم. 7 كيفيت نفوذ استعمار و غرب در تركيه و تغيير فرهنگ اسلامي و ادبيات مذهبي ايشان. 8 پرداختن به قرائت و حفظ آيات قرآن كريم نبايد افراد را از دقت و توجه به مضامين و مفاهيم عاليه قرآن كريم باز دارد. 9 مراد از غنا در هنگام تلاوت قرآن كريم بر اساس روايات وارد شده چه مي‌باشد؟ 10 مزد و اجر پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پس از بيست و سه سال رنج و زحمات طاقت‌فرسا در هدايت و دستگيري از افراد مخالفت با نص صريح ايشان مبني بر جانشيني اميرالمؤمنين علیه السلام و به شهادت رساندن حضرت صديقه طاهره سلام اللَه عليها مي‌باشد.

ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی

توضیحات:

لزوم عمل به دستورات بزرگان و تطبيق آن با مراتب وجودي خويش. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 امام صادق عليه‌السلام رسيدن به اولين مرتبه از مراتب تقوي را متوقف بر تحقق سه امر در وجود انسان مي‌دانند. 2 تفسير آيه 83 سورۀ مباركه قصص: تلك الدّار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علوّاً في الارض و لا فساداً و العاقبة للمتقين. 3 امام صادق عليه‌السلام در اين فقرات شريفه آنچه را كه سالك الهي براي رسيدن به تجرد و طي مراتب كمال بدان نيازمند است بيان مي‌فرمايند. 4 بيان ديدگاه عرفاء باللَه نسبت به قرآن و كيفيت تلاوت آن. 5 همۀ انسان‌ها تا روز قيامت مخاطب قرآن كريم مي‌باشند و اين مسأله اختصاص به من خوطب به في زمان النزول ندارد. 6 لزوم تعلّم و يادگيري زبان عربي براي همۀ افراد به منظور ايجاد انس و الفت بيشتر و فهم عميق‌تر نسبت به قرآن كريم. 7 كيفيت نفوذ استعمار و غرب در تركيه و تغيير فرهنگ اسلامي و ادبيات مذهبي ايشان. 8 پرداختن به قرائت و حفظ آيات قرآن كريم نبايد افراد را از دقت و توجه به مضامين و مفاهيم عاليه قرآن كريم باز دارد. 9 مراد از غنا در هنگام تلاوت قرآن كريم بر اساس روايات وارد شده چه مي‌باشد؟ 10 مزد و اجر پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پس از بيست و سه سال رنج و زحمات طاقت‌فرسا در هدايت و دستگيري از افراد مخالفت با نص صريح ايشان مبني بر جانشيني اميرالمؤمنين علیه السلام و به شهادت رساندن حضرت صديقه طاهره سلام اللَه عليها مي‌باشد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ضرورت عمل بر طبق دستورات اولیاء الهی و تطبیق آن با مراتب وجودی

22
  • آن شخص پیش مرحوم آقا آمد، شوهرش از رفقا و دوستان مرحوم آقا بود بعد از ایشان جدا شد، خود آن زن ارتباط داشت، آمد پیش مرحوم آقا و گفت: شوهر من اجازه نمی‌دهد به مشهد بیایم، ایشان فرمودند: تا شوهرت اجازه نداده شما حق آمدن نداری. این یك چیز است و آن هم یك چیز. شوهرش از معاندین بود، فردی بود كه قبلا با مرحوم آقا ارتباط داشت، جزو شاگردان ایشان بود، بعداً از معاندین شد و به ایشان فحش و ناسزا در نامه نثار می‌كرد. یك چنین فردی را مرحوم آقا می‌گوید تا شوهرت اجازه نداده حق نداری بیایی مشهد، راه این است.

  • آقای حداد رضوان اللَه علیه به یك نفر می‌فرمودند: وقتی پدرت راضی نیست برای چه به كربلا می‌آیی؟ می‌خواهی بیایی من را ببینی، عیب ندارد بیا ولی فقط آمدی و من را دیدی، حداد را ندیدی، یك عمامه و یك صورت و یك بدن دیدی، همین و بس. سهمت از این آمدن این‌قدر بوده و حالا باید جواب خدا را هم بدهی، آقای حداد برای این عارف شد كه بیاید و سنت پیغمبر را انجام بدهد و تبلیغ كند، پدر راضی نیست نباشد!

  • حكم پیغمبر چه بود؟ همان كاری كه اویس كرد برای دیدن پیغمبر. آن اشتیاق و آن آتشی كه در قلبش برای دیدن پیغمبر بود، واقعا انسان خودش را جای او بگذارد، ببیند این چه می‌كشید از فراغ پیغمبر. ولی مادرش مانع، نمی‌تواند مادرش را رها كند، نمی‌آید، او دنباله‌رو بود. آمد مدینه، پیغمبر نمی‌داند كه اویس می‌خواهد بیاید، پیغمبر می‌داند. ولی می‌رود از مدینه بیرون، می‌توانست پیغمبر تأخیر بیندازد، او هم‌به اویس اجازه می‌دهد فقط نصف روز به تو اجازه می‌دهم در مدینه توقف كنی باید برگردی، می‌آید مادر گفته است نصف روز. ببینید كارها چقدر دقیق است و روی حساب است. اگر پیغمبر هم نداند كه پیغمبر نیست، آن موقع پیغمبر با چغندر فروش فرقی نمی‌كند، نه! پیغمبر می‌داند اویس می‌خواهد بیاید، تكلیف دارد كه برود بیرون، پیغمبر هم می‌خواهد او را ببیند او هم اشتیاق دارد خیال نكنید فقط اویس یك طرفه بود، پیغمبر هم دلش برای دیدن و زیارت اویس پر می‌كشد. اینها به هم مغناطیس هستند و آهن‌ربا هستند شما خیال كردید پیغمبر مثل این ستون می‌ماند بقیه بلند شوند و بیایند دورش، نه آقا پیغمبر هم انسان است و قلبش مرتبط است و پیغمبر هم در ضمیرش با او ربط دارد، دارد می‌بیند كه او الان به اینجا می‌آید ولی دستور دارد از مدینه بیرون برود. اویس می‌آید و می‌بیند كه پیغمبر نیست، واقعاً آسمان بر سرش خراب می‌شود، زمین و زمان بر سرش خراب می‌شود. آدم خودش را جای او بگذارد و واقعاً ببیند او چه كشید و چه مسئله‌ای را تحمل كرد. ولی با تمام اینها گفت كه اگر پیغمبر بود به من چه می‌گفت؟ او سیمش با پیغمبر وصل است، یا رسول اللَه! بمانم یا بروم؟ پیغمبر می‌گوید مادرت گفت نصف روز برگرد، آخر تو را نمی‌بینم، به صلاحت است، تو برگرد من با تو برمی‌گردم. آن وقت می‌شود اویس، آن وقت می‌شود كسی كه به اندازه اغنام قبیله ربیع و مضر می‌آید شفاعت می‌كند.1 یعنی آن‌قدر سعه وجودی پیدا می‌كند در توحید، كه به اندازه‌ای كه در تصور نمی‌آید از این امت را شفاعت می‌كند. این دستور پیغمبر است. اولیای الهی همین هستند. حالا ما بلند می‌شویم به دیدن آقای حداد می‌رویم، یواشكی، خبر نمی‌دهیم به پدرمان كه ممانعت نكند! آنجا كه می‌رسیم نامه می‌دهیم كه ما اینجا هستیم و چند روز دیگر برمی‌گردیم. نصیبی از آقای حداد نبردی، فایده‌ای ندارد! رعایت مادر و پدر، دستورات الهی همه همین است. اگر انجام دادیم رسیدیم. پس بنابراین نباید ملامت كنیم، راه سلوك این است. البته مقداری از مطلب ماند چون دیدم اگر بخواهم در مسئله دیگر وارد شوم نه حالم اقتضا می‌كند و نه فرصت اجازه می‌دهد.

    1. امام شناسى، ج ١٢، ص ٤٦.
/ 613