محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان
15تمثیلی لطیف برای داشتن استعداد در عالم مادّه
پس انسان تا هنگامی که در سکرات موت نیامده است، کارش یکطرفه نیست؛ مشخّص و معیّن نیست که از سُعداء است یا اینکه از اشقیاء است. آنوقت و در سکرات موت یکسره میشود دیگر. حضور انسان در این دنیا مثل یک موم در دست شما میماند؛ گاهی اوقات آن را به شکل شیر در میآورید، گاهی اوقات به شکل پلنگ، گاهی اوقات به شکل انسان، گاهی اوقات به شکل شیطان و گاهی اوقات به شکل موش؛ هر کسی میتواند آن را به شکلی در بیاورد. امّا آنوقتی که انسان میخواهد بمیرد این موم تبدیل به چُدن میشود، و آن چدن را دیگر نمیشود عوضش کنیم؛ اگر شکل انسان گرفت انسان است، اگر شکل شیطان گرفت شیطان است، اگر شکل حیوان گرفت حیوان است؛ آن را میگویند عالم فعلیّت؛ این را میگویند عالم استعداد.1 عالم استعداد و قابلیّت، عالمی است که در آن هر تغییر و تبدیلی را میشود داد، و لذا انسان تا آن ساعت آخر عمر، اختیار و اراده دارد؛ میتواند لا إلٰه إلا اللَه بگوید، میتواند توبه کند، میتواند نماز بخواند، میتواند از کارهایش برگردد. همین توانستن به معنی این است که قابلیّت هم هست؛ وقتی که «توانستن» میرود، کار انسان یکسره میشود، و آن میشود فعلیّت. حالا اگر انسان در دنیا آن وجود خود را که به صورت موم تشکیل شد، به صورت انسان در آورد، از اینجا به صورت انسان میرود؛ اگر به صورت شیطان در آورد، شیطان میرود؛ اگر به صورت حیوان در آورد، و گرایش پیدا کرد به یکی از غرائز حیوانی مانند خوک و سگ و سائر موجوداتی که هر یک از آنها یک صفتی از صفات بر آن جهات ابتداییشان غلبه دارد، به همان صورت از دار دنیا میرود.
پروردگارا! این پردهای که انداختی مرا مغرور کرد و فریفت! دیدیم که هیچوقت پرده را برنمیداری و ما را هیچوقت رسوا نمیکنی. ما آن آدمی نبودیم که ملاحظۀ تو را بکنیم، ملاحظه مردم را میکنیم؛ هرجا از مردم خجالت بکشیم گناه نمیکنیم و هر جا نکشیم، میکنیم. پس گناه و طاعت ما بر اساس رفتن و نرفتن آبرو در پیش مردم است؛ جاه و اعتبار ما بر اساس خواست و نخواست مردم است؛ موقعیّت است؛ اجتماع است؛ وضعیّت است؛ محیط است؛ آداب است؛ مصالح است؛ مصلحت اندیشیها است. و خلاصه، عالم اعتبار است و ما در عالم اعتبار هستیم؛ در این عالم اعتبار که پرده را انداختی، ما را فریفت و گفتیم خدا دیگر این پرده را برنمیدارد؛ لذا به این گناهان ادامه دادیم.
- جهت اطّلاع از قوۀ استعداد و فعلیّت در دنیا و آخرت، رجوع شود به معادشناسی، ج ٥، ص ١٨٨ ـ ١٩٠.

