محبّت و امید به پروردگار، راه نجات انسان
18بودن اصل حیات انسان بر محور امیدداشتن به پروردگار
سابقاً ذکر شد که اصل حیات انسان بر محور امید است، و حضرت سجّاد علیه السلام در این دعاها خیلی تکیه به امید و حسن ظنّ به پروردگار میکند که این را داشته باشد. انسان هر گناهی کند، تا هنگامی که امید در او هست قابل آمرزش است؛ امّا وقتی امید از بین رفت دیگر، مثل یخی است که باز میشود، دیگر قابل آمرزش نیست! چون امید، آن ریسمانی است که بین انسان و پروردگار متّصل است، وقتی امید بریده شد آن ریسمان بریده میشود. مثلاً انسان در ته چاهی گرفتار است و یک ریسمان هست که انسان را به بالا میکشد؛ توی این چاه، مار هست، عقرب هست، افعی هست، اژدها هست، در ته این چاه آب هست، و هزار مصیبت و گرفتاری هست، ولی انسان امید به این ریسمان دارد؛ ریسمان، ریسمان نجات است و میگیرد بالا میآید. تا هنگامی که دستش به این ریسمان است، اگر هزار تا آفت هم باشد، بالاخره دستش به ریسمان است یا او را میکشند بالا یا خودش بالا میآید؛ بالاخره این ریسمان، وسیلۀ نجات است. امّا اگر ریسمان بریده شد، به مجرّد بریده شدن ریسمان، وقوع در هلاکت و آفت است. و لذا انسان ریسمان را نباید از دست بدهد.
این ریسمان، ریسمان فقر و گدایی است که همیشه انسان باید امیدش به خدا باشد و آن حال التجاء و تضرّع و مسکنت را از خودش دور نکند؛ غرور، عُجب، خودپسندی او را نگیرد؛ همینکه گرفت، آن ریسمان پاره میشود؛ یأس که پیدا شد آن ریسمان بهکلّی پاره میشود و انسان ساقط میشود.
خدا إنشاءاللَه همۀ ما را با امید نگه دارد؛ امید را در ما زیاد کند؛ و هرچه گناه انجام میدهیم ـ که اینها لازمۀ وجود و هویّت و آن تاریکی امکان ماست ـ به رحمت رحمانیّت و رحیمیّت خودش مورد آمرزش و مغفرت قرار بدهد؛ و امید ما را از آن بیشتر کند؛ ایمان ما را محکمتر کند؛ و با عفو کرم خودش از همۀ گناهان ما بگذرد!

