اصول اساسی راه سیروسلوک
19مرحوم آقا فرمودند: سلوك زن این است كه در منزل باشد، مسجد زن منزل است. بنده عرض كردم هفتهای دو جلسه عیب ندارد. حالا میآییم و میچرخانیم و دور میزنیم و این طرف میكنیم و آن طرف میكنیم، فاطمیه میاندازیم و حسینیه میاندازیم و علویه میاندازیم و عسكریه میاندازیم. پنج روز و ده روز، همهاش حرف و حرف و حرف، بابا ما مهمتریم یا پیغمبر كه بیست و سه سال برای مردم حرف زد، ما بالاتریم یا او؟ ما مهمترین یا امیرالمؤمنین كه چهل سال برای مردم حرف زد، چه شد؟ چند نفر به حرف امیرالمؤمنین گوش دادند، یك رُشید بود و حبیب بن مظاهر بود و یك میثم تمار و كمیل و ... بقیه چه كردند؟ انگارنهانگار، علی خوب آدمی بود، خدا رحمتش كند!
این مطالبی را كه بنده خدمت رفقا عرض میكنم مسائل اساسی است. در جلسه قبل بنده عرض كردم كه ما خیال میكنیم كه خدا به ما بدهی دارد. دو تا نماز میخوانیم و خواب نمیبینیم. خدایا ما نماز خواندیم چرا خواب نمیبینیم؟ خدایا ما كه دیشب نماز شب خواندیم پس چرا در این معامله ورشكست شدیم؟ صد هزار تومان ورشكست شدیم! خدایا ما كه دیروز یك جزء قرآن خواندیم پس چرا امروز بچهمان مریض شد؟ خدایا ما كه فلان كار را كردیم پس چرا رودهمان درد گرفت و آپاندیسمان را عمل كردیم. چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ این شد خدای بدهكار و ما شدیم خدای طلبكار. خدا میگوید من اینسلوك را نخواستم برو پِی كارت. نمیخواهد بیایی پیش ما، برو مثل بقیه آدمها زندگی كن و دست از سر ما بردار! لااقل بقیه به سر ما نمیزنند! هر چی به سرشان میآید، براساس قضایای دنیا قرار میدهند. بالاخره مسائلی كه پیش میآید و هر كسی در اینجا یا بالا میرود و یا پایین میآید. كسی نمیآید گردن عزرائیل و میكائیل و جرائیل بیندازد. اما همینكه طرف سالك شد تمام خدا و پیغمبر و ملائكه شدند بدهكار، همه باید صف بكشند برای او و قرضهایش را ادا كنند و مریضهایش را شفا بدهند، خانه ییلاق و قشلاق برایش بگیرند و زن و بچهاش را نگه دارند و تر و خشك كنند كه چی؟ آقا سالك شده است! این سالِك نیست سالَك است.

