اصول اساسی راه سیروسلوک
23من بارها شده است در مجالسی شركت كردم كه بین مرحوم آقا و بعضی از ارحامشان از جمله برادر بزرگشان مباحث علمی پیش میآمد. من میدیدم همین كه الان ایشان میخواهند غلبه بكنند یكدفعه مطلب و بحث را یك جوری برگرداندند كه او غلبه كرد. با چشم خودم دیدم! اولیای الهی كه همینطور اولیای الهی نشدند، این مطالبی كه به ما میگویند خودشان عمل كردند. او كه الان فكر نمیكند الان همه علما و بزرگان نشستهاند در چنین قضیهای كه طرفین تمام قدرت و سلاح علمی خود را آوردند در این میدان كه این بگوید و او بگوید و بعد بگویند ا آقا سید محمدحسین كم آورد، كم آورد دیگر! برادرش غلبه كرد، بگذار بگویند! اینجا جای این است كه یك مطلب حق گفته بشود؟ یا اینكه نه؟ حال و هوای مجلس از این قضیه برگشته به اظهار علمیت، خیلی فرق میكند موارد فرق میكند. یك وقت انسان باید یك مطلب حق را بگوید و به هر نحوی به كرسی بنشاند؛ چون جایش متفاوت است. گاهی اوقات انسان میفهمد كه نه! مسئله از روال طرح یك مبحث حق آمده تغییر پیدا كرده است به عرض اندام، به جولانگاه تخیلات و اعتبارات و توهمات و این حرفها، از آن حالت تغییر كرده! اینجا فوراً انسان باید عقبنشینی كند معطل نكند، هر یك دقیقه كه گذشت ضرر كرده و باخته، فوراً میدان را به حریف واگذار كند و بگوید بفرمایید آقا! شما بردید و خوشحال باش و الحمدلله او هم میخندد و كیف میكند. جلوی بقیه كه مسئله به نفع این تمام شد. بگذارد این كیف برای او باشد. اما آن چیز كه گیر این میآید چیست؟ اگر آن مسكین میدانست كه چه چیز گیر این آمده كه دو دستی بر سرش میزد. اینها را آمدهاند برای ما بیان كردهاند، آمدهاند این مطالب را گفتهاند.
هر مقدار كه ما جلو آمدیم به همان مقدار پاداش را گرفتیم، به همان مقدار. مطالب بزرگان را در آن دست نبریم و قاطی نكنیم و تأویل و توجیه نكنیم، به میل خودمان كم و زیاد نكنیم. با آمدن و رفتن و وقت ملاقات گرفتن كار كسی درست نمیشود جان من! با نامه دادن درست نمیشود. مطلب به اندازه كافی برای همه افراد گفته شده است. یك وقتی انسان در ارتباطش با رفقا و دوستانش، رفیقانه برخورد میكند، یك وقتی میخواهد طلبكارانه برخورد كند. طلبی اینجا وجود ندارد، صاف میگویم، رفیقانه اشكال ندارد، رفیقانه هم آداب و قوانین و موازینی دارد، اما طلبكارانه بخواهد باشد كه ما اینیم پس باید اینطور باشد، ما اینیم پس باید اینطور باشد، اینجا باید اینطور باشد آنجا باید فلانجلسه باشد، آنجا باید فلان افراد حضور داشته باشند، این زحمتها را خوب است كه انسان بر عهده دیگران قرار ندهد و خودش بتواند روی پایش بایستد.

