اصول اساسی راه سیروسلوک
24از زیاد صحبت كردن و حرف زدن و زیاد سؤال كردن كسی به جایی نرسیده، آن كسانی كه رسیدهاند همه با سكوت رسیدهاند. چقدر من خدمت رفقا عرض كردم كه انسان آن مقداری كه باید از سكوت بدست بیاورد بدست میآورد. آن كسی كه بخواهد مطلب به او برسد میرسد. ما خودمان خراب نكنیم و قضیه را بهم نریزیم. بارها شده كه بنده با دو چشم ظاهری خود دیدم كه خدا برای آن كسی كه بخواهد یك مطلبی را برساند هزار واسطه و راه قرار میدهد تا فلان مطلب به گوشش برسد. ما باید نیت خود را صاف و پاك كنیم، مسئله میرسد.
در طریقت هرچه پیش سالك آید خیر اوست *** در صراط مستقیم ای دل كسی گمراه نیست1 اینكه فرض كنید راجع به مسائل و مشكلات و این حرفها، این مشكلات و اینها كه مطلبی نیست كه بخواهد انسان مطرح كند و به زبان بیاورد. گرفتاری برای همه بوده، انسان باید این دنیا را به نحوی طی كند تا اینكه حداقل آنچه را كه بتواند در آن اموری كه به خودش مربوط است و اختیارش دست خودش است به حداقل بتواند خودش را قانع كند، همین. اما اینكه مسائل باید همه بر وفق مراد برود و هر منویاتی كه در انسان وجود دارد باید آن منویات جامه عمل بپوشاند نه، مطلب به این كیفیت نیست.
بنائاً علی هذا چون كلام امام صادق علیهالسّلام به اینجا رسید من لازم دیدم چند مطلب به عنوان تذكر خدمت رفقا عرض كنم كه كردم.
مسئله اول اینكه راه خدا یك راه عقلایی و منطقی است كه انسان از وقتیكه متوجه میشود تا وقتیكه سر به خاك میگذارد باید مسیر خودش را بر طبق آنچه را كه بیان كردند برای انسان، و بزرگان هم به آن عمل كردهاند، باید انجام بدهد. برای انتخاب مسیر هر جایی نمیتواند برود، باید به آن مكتب و راهی عمل كند كه آن مكتب و آن طریق، انسان را به معرفت حق و توحید میرساند نه به سایر شعب و فروعات و آثار و شوائب عالم كثرت به هر كیفیت و صورتی كه میخواهد باشد.
- ديوان حافظ، غزليات، غزل شماره ٧١.

