اصول اساسی راه سیروسلوک
26چند مرتبه بنده گفتهام، من وكیل دین نیستم من قیم دین نیست. آنچه را كه به اندازه معلوماتم به نظرم میرسد میگویم، قیم امام زمان است. هر كسی هر حرفی دارد برود پیش امام زمان، آن امام زمانی كه از نیت من و شما خبر نداشته باشد دو قران ارزش ندارد، به اندازه این سنگریزه باغچه من به او ارزش نمیدهم. چرا ما سراغ امام زمان نرویم، او كه اطلاع دارد چرا نرود؟ میگویند آقا دست ما كه به حضرت نمیرسد سراغ شما آمدیم، گردنی مثل اینكه از بنده كوتاهتر نیست ها! این حرفها چیست؟ اینها كفر است، دست ما نمیرسد یعنی چه؟ چرا كفر میگویید؟ آن امام زمانی كه دست من به او نرسد او امام قلابی است نه امام زمان، امام زمان آن امامی است كه قبل از اینكه نیتی در ذهن من پیدا شود اول او نیت را فهمیده، چه كسی میگوید دست ما به او نمیرسد؟ حالا مصلحت او اقتضا نمیكند كه انسان به حضور ظاهری او برسد، او خودش میداند، با هر كسی كه بخواهد ملاقات میكند و با هر كسی كه نخواهد ملاقات نمیكند، اینطور نیست. اما اینكه دست ما به امام زمان نمیرسد این مزخرفات و چرت و پرتها یعنی چه؟ ما امام زمان را نعوذ باللَه آنقدر بیچاه و عاجز فرض كردیم كه او را در صندوقیگذاشتیم و انداختیم آن طرف اقیانوسها، تا چه وقت اراده پروردگار تعلق بر ظهورش بگیرد آن امام زمان نیست، او با یك عابر در خیابان تفاوتی نمیكند. امام زمانی را ما امام زمان میدانیم كه هست كه آن امام زمان مانند همانطوری كه خدا بر تمام نیات ما اطلاع دارد همانطور او اطلاع دارد، این امام زمان است! آن وقت خجالت نباید بكشیم كه این حرفها را بزنیم این همه نامه این مطالب در آن دیده میشود؟ واقعاً نباید خجالت بكشیم؟ ما شیعه هستیم؟ ما این اعتقادات را داریم و این حرفها را میزنیم؟ اینها صحیح نیست، شیعه باید این نوع اعتقاد به امامش داشته باشد و بعد تمام شد و بعد از این اعتقاد، دنبال چه چیز میگردید؟ بسم اللَه دیگر.

