اصول اساسی راه سیروسلوک
14كسی خدمت مرحوم آقا آمده بود، پزشك بود، اینطوری به او گفته بودند كه باید آنقدر برای مردم كار كنی و از خواب و زندگیت بزنی برای مردم كار كنی تا وقتیكه دیگر جانت درآید. یعنی جداً اینطور به او تلقین شده بود. مرحوم آقا فرمودند: اگر این شخص یك ماه دیرتر به ما رسیده بود یا دیوانه شده بود یا مرگ او را فرا گرفته بود. این همان كلام امیرالمؤمنین است. یعنی چه برای همیشه كار كنی؟ یك وقت هم باید برای خودت بگذاری، یك وقتی هم باید برای وضعیت و حال خودت قرار بدهی. اگر انسان بخواهد به این امور بپردازد كه این امور تمامی ندارد. چه كسی تضمین میكند كه من بتوانم به همه مسائل و مشكلات بپردازم؟ این امور حدّ یقفی ندارد. بنابراین بهتر است انسان ارزش و قدرت خودش و طاعت خود و استطاعت خود را و طاقت خود را بداند و بر طبق همان حركت كند.
آمد كنار گذاشت، كمكم دیگر رفت در خودش و در خلوت خودش، مسجد را واگذار كرد، كس دیگر آمد، كارهای مردم را كمكم واگذار كرد. این مردم هم با رجوع به افراد دیگر میتوانند اینقدر مسئله مشكل نیست كه قائم به من باشد. خب قبل از اینكه ما بیاییم چه میكردند؟ مردم حالا هم بروند همان كار را بكنند، قبل از اینكه ما بیاییم آسمان كه به زمین نیامده بود. ما خیال میكنیم اگر كنار برویم آسمان به زمین میآید، نه جانم! اگر ما كنار برویم آسمان یكمیل از جای خودش حركت نمیكند. تمام این سیارات و تمام این كرات همه به همان وضعیت خود بدون یك میل این طرف و آن طرف در مدار خود گردش خودش را میكند. ما در خیالمان آسمان را به زمین میآوریم و زمین را به آسمان میچسبانیم. اگر ما نباشیم اگر ما بدست نگیریم اگر ما به این اقدام نكنیم! ما داریم این كار را میكنیم. تمام اینها در عالم تخیل ما میگذرد. تمام اینها دارد در عالم توهم ما میگذرد. ارتباطش با مردم كم شد. رفت در خودش بیانات بزرگان را دید، بیانات اولیای الهی را دید، دستورالعملها را دید، خدا هم كمك میكند و راه را نشان میدهد. مرحوم آقا شیخ محمدحسین اصفهانی استاد نداشت، ولی خدا راه را به او نشان میدهد. چرا؟ آمد از كثرات خودش را جدا كرد. حالا راهنمایی را دید. از این قضیه گذشت حالات خیلی عجیبی دارد. مرحوم آقا دو سه مرتبه این را بیان كردند.1 این مطالبی كه عرض میكنم از كتاب ایشان نقل میكنم.
- نور ملكوت قرآن، ج ٢، ص ١٠٠.

