رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
13مرحوم حاج هادی ابهری سواد نداشت، ولی تشخیصش تشخیص خوبی بود. نور باطن داشت، نیات را میفهمید، اغراض را متوجه میشد. وقتی كسی میآمد حرف بزند یك نگاه در چشمش میكرد و میگفت ای دروغگو. دیگر بالا و پایین میرفت، میگفت بدترش نكن، بس است. این شخص در همان موقع به مرحوم آقا میگفت كسانی كه در جلسات شما شركت میكنند بعضی از آنها را میبینم كه اینها دزدانی هستند كه میآیند این مطالب را از شما میگیرند و بعد میروند در مجالس خودشان به افراد دیگر به عنوانِ مطالب عالی میگویند و آن مساكین هم از اینها تلقی به قبول میكنند. میگویند این چه مقامات و مدركاتی دارد و چهمطالبی را به دست آورده! او تشخیص میداد و اسم میبرد. آقا میفرمودند بابا حرف نزن! خود ما هم میفهمیم، آبرو نبر، چه كار داری؟
این افراد مطلبی را كه میخواهند یاد بگیرند و مطلبی را كه میخواهند بخوانند برای استفاده است، برای تجارت و معامله است. مثل اینكه كسی برود در دانشگاهها و درسهای امروزی را كه میخواهد بخواند كدام یك میروند كه به خود مطلب برسند؟ نه، به خاطر این است كه فردا مورد استفادهای قرار بگیرد و بتواند در اجتماع مورد استفاده قرار دهد. آن كسی كه میرود دانشكده مهندسی اگر بگویند تمام منازل را خراب میكنند و آلونك میسازند و درِ دانشگاه تخته میشود باز میرود این درسها را بخواند؟ میگوید مگر من كم دارم بلند شوم بروم هفت سال و هشت سال درس بخواند آرشیتكتی و مهندسی و معماری فنی را بگذرانم بعد هم بگویند آلونك بساز! آن كسی كه میرود دانشكده طب و اینها را میخواند برای چه میخواند؟ برای مداوای مردم است. حالا قصد قربت دارد به جای خود، بعضیها قصد قربت دارند و بعضیها هم ندارند. حالا ما درباره آن كسانی كه قصد قربت ندارند صحبت میكنیم. آن كسی میرود دانشكده برای طب اگر بگوید آقا فردا دوایی میآورند اگر كسی این را بخورد تا آخر عمرش مریض نمیشود. فرض كنید امام زمان ظهور میكند انشاءاللَه و یك دستورالعملی میدهد كه نه نیاز به استامینوفن و نه نیاز به دیازپام، هیچی دیگر نیاز نیست. فلان چیز را بخورید قلبتان همیشه سالم است و فلان چیز را بخورید ریهتان سالم است و فلان چیز را بخورید ... این دانشگاه تعطیل میشود. آن وقت یك نفر میرود طب بخواند؟ برای چه بخوانم؟ من طب میخوانم برای اینكه مریض باشد وقتی مریض نباشد ...

