رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
14مگر سعدی در گلستان1 نمیگوید: ملوكی از ملوك عجم ـ نمیدونم تا آنجایی كه به ذهن دارم، آن زمانی كه یادم هست آن موقع كه ما ده، دوازده سال داشتیم این را میخواندیم و حفظ كردیم ـ طبیبی به خدمت مصطفی صلی اللَه علیه و آله و سلم فرستاد، سالی برآمد و مریضی به او مراجعه ننمود، یك سال آمد در مدینه و یك مریض به او مراجعه نكرد. آمد پیش پیغمبر و گفت من یك سال است آمدهام در اینجا و یك مریض مراجعه نكرده. حضرت فرمودند ما به اینها دستور دادیم تا گرسنه نشدهاند غذا نخورند و تا سیر نشدند دست از غذا بكشند. علتش این است. گفت تمام طب را شما به آنها گفتید. برگشت به همان جایی كه بود اطراف یمن.
حالا اگر فرض كنید كه امام ظهور كرد و دستوری داد، دستورهای طبی داد، شب این كار را بكنید، روز این كار را بكنید، برنامهتون اینطور باشد. دیگر مرضی نیست، این مرضها بخاطر پرخوری و به خاطر غذاهای فاسد و مانده و غذاهایی كه هیچگونه تناسب و سنخیت با هم ندارند و اینها میروند در كبد و موجب سموم میشوند و سموم میآید وارد بدن میشود و سلولها از كار میافتند یا میزند به كلیه و قلب و عروق را از كار میاندازد بعد هم یك سكته مغزی و این حرفها. حالا اگر كسی غذایش را تنظیم كرد و آنچه را كه خدا گفته و دستور هست خورد، نه كم خورد و نه زیاد خورد، به همان مقدار عمل كرد، چهار هزار سال عمرمیكند، چهار هزار سال عمر میكند، شوخی نیست. مگر عمر نمیكردند؟ چرا سلولهای بدن از بین بروند؟ به خاطر اینكه ما آنها را به هلاكت میاندازیم، خود سلول دائماً در حال تغییر و تحول است. امام زمان كه هزار و دویست سال عمر كرده واللَه این عمر حضرت معجزه نیست، حضرت به همان دستور شرع عمل كرده، هزار و دویست سال عمر كرده و معجزه نكرده، منتها او میداند و ما نمیدانیم. او نسبت به مسائل و خواص قضایا اطلاع دارد و ما نداریم، او میداند كه در این موقع نباید این میوه را خورد، ما بر میداریم میخوریم و سه برابرش را هم میخوریم، او میداند كه در شب باید غذای ساده باشد، ما عمده غذای پر كالری و پر انرژی و پر روغن و چربی و قند و همه اینها را در شب میخوریم. بابا خدا این سیستم را اینطور خلق نكرده، این سیستم باید طبق قانون خودش با او عمل شود. ما خلاف میكنیم یكدفعه قلب و كلیه و روده از كار میافتد، بالا و پایین از كار میافتد. اینها به خاطر عدم توازن و عدم رعایت صلاح و آن چیزی است كه برای این نحوه و برای این خلقت خداوند تعیین كرده است.
- گلستان سعدى، باب سوم در فضيلت قناعت، حکايت ٤.

