رعایت زهد و تقوا مطابق اقتضائات نفس در سنین مختلف
16این را امیرالمؤمنین دارد به من میگوید و به شما هم میگوید و به افرادی كه در زمان خودش دور بسترش بودند میگوید. شده است ما بیاییم این وصیت امیرالمؤمنین را برداریم و نگاه كنیم و بگوییم ما وصی هستیم، ما باید به این مسئله عمل كنیم، این كار را كردیم تا به حال؟ نه! به نهجالبلاغه و روایات و كتب احادیث نگاه میكنیم چه آنهایی كه ترجمه شده چه آنهایی كه ترجمه نشده است فقط اینكه بَه بَه امام صادق چه فرموده، امام سجاد چه فرموده یا در صحیفه سجادیه چه مطلبی است. در مرض حضرت چه دعایی فرموده و در صحت و سلامت چه دعایی فرموده، بَه بَه چه مطالبی! همین! بَه بَه تمام شد، این همت نیست به این همت نمیگویند.
آن شخصی كه میآید در این مطالب و در این مجالس شركت میكند و مطالب را میگیرد و خوشحال هم میشود و به دنبال هم میرود، این دنبال كردن را تا كجا باید پیش ببرد؟ نكته اینجاست. افرادی كه میآمدند پیش اولیای الهی، اینها اینطور نبود كه برداشت آنها از اولیای الهی یك آدم عادی است! نه، واقعاً آن عظمت و جلالت را درك میكردند. من در تجربه خودم كه با اولیای الهی داشتم، چه مرحوم والد، چه مرحوم حدّاد و یا سایر افراد دیگر از بزرگان مثل آقای انصاری ـ البته در دوران طفولیت ـ افرادی كه میآمدند آن عظمت را احساس میكردند، حالا هر كسی بر حسب تفكر خودش و بر میزان آن فهم خودش. اینطور نبود كه همه به یك میزان از یك بزرگ ادراك داشته باشند، اینطور نبود كه همه به یك میزان معرفتشان نسبت به این بزرگ در یك مرتبه و در یك مرحله بوده است، نه، یك شخصی عظمت و جلال یك بزرگ به واسطه علم غیبی كه از او شنیده برای او جالب بوده، یك شخصی به واسطه كیفیت نماز و عبادتی كه میكرده جالب بوده، یك شخصی به واسطه نحوه توسلی كه آنها داشتند برای او جالب بود. اینها مطالبی بود كه ما در آن موقع آن مطالب را احساس میكردیم؛ یعنی تمام این مطالب تجربه شده است. در صحبتهایی كه مثلا با هم میشد ما میدیدم هر كدام از افراد از دریچه خاص به خودش. در زمان خود مرحوم آقا، گاهی اوقات خندهمان میگرفت كه این شخص پدر ما را تا چه حد میداند، وضعیتش را در چه حد میداند. هر شخصی از یك نقطه و از یك زاویه و از دریچه نفس خودش با كارها و گفتار خودش، با روش و منش عملی و علمی یك فرد برخورد میكرد. یك نفر از نقطه نظر علمی، خیلی بزرگان مورد توجه او قرار میگرفتند.

