اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی

14٬467
عنوان بصری

حقيقت تقوا . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسير آيه شريفه:( تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ) 2 توضيح راجع به اشكال مختلف دنيا طلبي در عين ملتزم بودن به ظواهر تكاليف شرعي. 3 تاريخ سياه خلفاي اسلام از بني اميه و بني العباس. 4 توضيحي راجع به حقيقت لذت و مراتب مختلف آن. 5 سالك راه الهي بايد مخاطب مطالب و سخنان اولياء الهي را خود فرض كند، نه ساير افراد و در مقام اصلاح نقاط ضعف و نقائص وجودي خويش بر آيد. 6 تنبيه‌ها و هشدارهاي خاصّ مرحوم علّامه طهراني به برخي از افراد بر اساس خصوصيات و مقتضاي نفساني آنها و ميزان پذيرش آن افراد. 7 از جمله اشكالات مرحوم علّامه طباطبائي و علّامه طهراني رضوان اللَه عليهما بر غير از اهل معرفت از ساير مكاتب افشاي اسرار و عيوب افراد توسط ايشان مي‌باشد. 8 اطلاع بر امور غيبي و انجام امور خارق العاده فضيلت و كمال بحساب نمي‌آيد، بهره‌مندي شخص از تربيت اسلامي و اتصال قلب و ضمير او به مبدأ و منشأ حق و ذات پروردگار متعال برتري و فضيلت مي‌باشد. 9 شهادت حنظله غسيل الملائكه در حالت جنابت و سخن پيامبر اكرم در مدح و ستايش او. 10 ذكر حكايتي بسيار جالب در ارتباط با فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام به يكي از طلّاب نجف اشرف مبني بر اهميت خلوص نيت و ارزش فقر و نياز و مسكنت در درگاه ايشان. 11 توضيحي راجع به اين دو بيت شعر از مثنوي معنوي: *ما همه شيران ولي شير الم * حمله مان از باد باشد دم به دم حمله‌مان از باد و ناپيداست باد * جان فداي آنكه ناپيداست آن* 12 – ذكر حكايتي در ارتباط با فرهاد ميرزا يكي از شاهزادگان قاجار مبني بر اهميت حفظ عزت و آبروي مؤمن.

لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی

توضیحات:

حقيقت تقوا . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسير آيه شريفه:( تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ) 2 توضيح راجع به اشكال مختلف دنيا طلبي در عين ملتزم بودن به ظواهر تكاليف شرعي. 3 تاريخ سياه خلفاي اسلام از بني اميه و بني العباس. 4 توضيحي راجع به حقيقت لذت و مراتب مختلف آن. 5 سالك راه الهي بايد مخاطب مطالب و سخنان اولياء الهي را خود فرض كند، نه ساير افراد و در مقام اصلاح نقاط ضعف و نقائص وجودي خويش بر آيد. 6 تنبيه‌ها و هشدارهاي خاصّ مرحوم علّامه طهراني به برخي از افراد بر اساس خصوصيات و مقتضاي نفساني آنها و ميزان پذيرش آن افراد. 7 از جمله اشكالات مرحوم علّامه طباطبائي و علّامه طهراني رضوان اللَه عليهما بر غير از اهل معرفت از ساير مكاتب افشاي اسرار و عيوب افراد توسط ايشان مي‌باشد. 8 اطلاع بر امور غيبي و انجام امور خارق العاده فضيلت و كمال بحساب نمي‌آيد، بهره‌مندي شخص از تربيت اسلامي و اتصال قلب و ضمير او به مبدأ و منشأ حق و ذات پروردگار متعال برتري و فضيلت مي‌باشد. 9 شهادت حنظله غسيل الملائكه در حالت جنابت و سخن پيامبر اكرم در مدح و ستايش او. 10 ذكر حكايتي بسيار جالب در ارتباط با فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام به يكي از طلّاب نجف اشرف مبني بر اهميت خلوص نيت و ارزش فقر و نياز و مسكنت در درگاه ايشان. 11 توضيحي راجع به اين دو بيت شعر از مثنوي معنوي: *ما همه شيران ولي شير الم * حمله مان از باد باشد دم به دم حمله‌مان از باد و ناپيداست باد * جان فداي آنكه ناپيداست آن* 12 – ذكر حكايتي در ارتباط با فرهاد ميرزا يكي از شاهزادگان قاجار مبني بر اهميت حفظ عزت و آبروي مؤمن.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی

10
  • مرحوم آقا نقل می‌كردند از یكی از بزرگان بود من فراموش كردم حالا باید بروم، نمی‌دانم الان به نظرم آمد. از او حكایت نقل می‌كردند، از مرحوم كرمانشاهی بود منتها اسمش را نمی‌دانم چی بود، اگر از رفقا كسی می‌داند بعدا خبر بدهد فرهاد میرزا از شاهزاده‌های قاجار بود ولی از شاهزاده‌های تن‌پرور نبود، شاهزاده‌ای بود كه به دنبال علم و تحصیل رفته بود و مرد دانشمندی بود و كتاب‌های متعددی هم دارد. در هیئت و ریاضیات هم كتاب دارد، كشكولی دارد، زنبیل و اینها، مطالب خوبی در آن است. كسی كه كشكول او را مطالعه كند می‌فهمد كه آدم پخته‌ای بوده و زیر دست اساتیدی روزگارش را گذرانده است. می‌گویند از او سؤال كردند كه اساتید تو كه بود؟ از هر كدام گفت، در هیئت استاد من این بود، در چه این بود، در فقه این بود. گفتند كه استاد دیگری هم داشتی؟ گفت استاد آدم شناسی داشتم، استادی كه مرا آدم كرد البته تا حدودی گفتند كه بود؟ گفت: مرحوم فلان یك اسمی برد كه البته من فراموش كردم گفتند چطور؟ گفت در یك مجلسی بودیم در كرمانشاه، در آن مجلس یكی از اعیان از معاریف كرمانشاه ما را دعوت می‌كند و ما در آن مجلس می‌رویم، من همین كه مشغول غذا خوردن می‌شوم احساس می‌كنم یك فضله موشی در غذای من است. بلند رو می‌كنم و می‌گویم به آن شخص آقا كسی این غذا را نخورد، كسی این غذا نخورد این غذا نجس است، من الان یك فضله موشی در این غذا دیدم.

  • آیا وظیفه شرعی تو این است؟ تو این فضله را دیدی نخور، به بقیه چكار داری؟! وظیفه تو كه نیست كه بیایی به آنها این مطلب را بگویی كه شما هم نخورید. علاوه بر او، آبروی یك مؤمنی كه این همه زحمت كشیده و تلاش كرده و زن و بچه خود را به زحمت انداخته و این غذا را ترتیب داده، این به جای دستت درد نكند است؟ كه جلوی همه آبرویش را ببری؟ در چه چیزی؟ در چیزی كه در اختیار او نبوده. یك فضله‌ای افتاده در این غذا! مگر آشپز تمام این دانه‌های برنج را از زیر میكروسكوپ رد كرده و توی این دیگ ریخته؟ چه می‌دانسته! آن بزرگ و مرحوم كنار من نشسته بود و از اولیاء الهی بود، یك مرتبه رو كرد به افراد و گفت: آقایان بخورید این غذا طاهر است و هیچ اشكالی هم ندارد و این فضله از ریش این آقا افتاده در این ظرف برنج. ببینید اینها، دست كرد به ریشش، یك مشت فضله درآورد و گفت ببینید اینها! حالا یك مشت هم نه! همه هم دیدند، این هم دید راست می‌گوید. بعد رو كرد به او و گفت: نوش جانت! غذایت را بخور و صدایت هم در نیاید. گفت او مرا آدم كرد، كار او مرا آدم كرد!

/