
لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
22مرحوم آقا به بنده میفرمودند بیست و یك سال من در طهران بودم، یك ساعت از این مدت در اقامتم را به میل و اختیار خودم نبودم. این طهرانی كه همه برایش سر و دست میشكنند، از كاسب و تاجر و پزشك و مهندس و عالم و غیرعالم و همه فرقهها گرفته، همه میخواهند بیایند در اینجا، ایشان میفرمودند كه من یك ساعت به میل خودم در اینجا نبودم. چرا؟ چون آن عقربه و آن شاقول دارد به سمت حق حركت میكند، بودن در اینجا برای او موجب اذیت است. ولی میگوید من این اذیت را قبول میكنم چون استاد گفته من این را میپذیرم. و وقتیكه استاد ایشان به ایشان دستور داد ایشان خودشان نرفتند مشهد، ها! این را بدانید وقتی استاد به ایشان گفتند شما باید به مشهد بروید ایشان پرواز كردند. گفتند ها حالا داریم میرویم خدمت علی بن موسی الرضا علیه السّلام، از آن وقتیكه من از نجف آمدم تمام در ذهنم این بود كه یا پیش این علی بروم یا برگردم پیش این علی، خداوند این علی را نصیب من كرد. رفتند گفتند خداحافظ شما، دیگر اسم مسجد قائم را پیش من نیاورید، دیگر نیاورید. اصلا نمیخواهم دیگر یك همچنین اسمی را بشنوم. عبارت ایشان عینا همین بود) اصلا نمیخواهم یك همچنین اسمی را دیگر بشنوم (ما دیگر آمدیم پیش امام رضا و تمام شد، امام رضا دیگر بعدش كیست؟ بعد از امام رضا چیست؟ جهنم! یا امام رضا یا جهنم! وقتیكه ما رفتیم، رفتیم، دیگر تمام شد. این را میگویند فردی كه صفر آمده، بی حفظ سِمَت آمده و با اهتمام و اراده آمده است، در نتیجه تمام عنایت الهی ... ما هم باید همین باشیم از خداوند باید توفیق بخواهیم كه خداوند این حال را نصیب ما كند. اگر ما سی درصد هستیم آن سی درصد را به صد در صد تبدیل كنیم، اگر هنوز نقایصی در ما هست آن نقایص تبدیل شود. اگر هنوز روزنههایی باقی مانده كه آن روزنهها جلوی فقر را میگیرد، جلوی نیاز را میگیرد، آن روزنهها همه از بین برود. جنبه فقر، احتیاج، نیاز، بیچارگی، در وجود ما تبلور پیدا كند، به هر مقداری كه آن بالا برود، آن تقویت پیدا كند عنایت الهی از این طرف شامل میشود.
