لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
14اینجا این است مطلب، آنجایی كه بیایند و بالا ببرند این مكتب نیست، اگر فردی به دنبال این مسائل هست بالاخره جاهای دیگر هست و بهتر و بالاتر و خیلی عالیتر. آن شخصی كه اعتراض میكرد به مرحوم آقا كه این قضیه در بقیه هست چرا فقط ایشان از میان این همه افراد، مرا نشانه گرفته، او میخواهد سِمَت را حفظ كند، با حفظ سمت در كنار ایشان باشد، با حفظ سمت در مجالس شركت كند، و سمتها مراتب دارد. و این به چه چیز برمیگردد؟ به همت برمیگردد، به همت هر فرد برمیگردد كه تا چقدر نسبت به خود و به وضعیت خود اهتمام دارد و نسبت به درمان خود چقدر عزم دارد. به این برمیگردد. و چقدر مطلب را جدی میگیرد و نسبت به رسیدن به مسئله چقدر میتواند پای استقامت بفشارد. به تمام اینها این مسئله مربوط است. لذا مرحوم آقا میفرمودند فلان كس آمده پیش ما ولی با ده درصد، فلان كس آمده با بیست درصد، فلان كس آمده با سی درصد.
در جلسه قبل عرض كردم كه به آن مقدار كه ما نسبت به مطلب اهتمام داشته باشیم، سرمایه بگذاریم، مایه بگذاریم از خود، هی از آن حفظ سِمَتها كم كنیم، هی از آن سِمَتی كه در خود میبینیم بِبُریم، بتراشیم، كم كنیم، تقلیل بدهیم، به همان مقدار هوای ما را دارند نه بیشتر، به همان مقدار. به همان مقدار موانع را دفع میكنند نه بیشتر، به همان مقدار موقعیت مناسب برای مدركات ما و برای سیر ما پیش میآورند نه بیشتر، به همان مقدار! لذا انسان مشاهده میكرد، بنده هم در طول زمانی كه با بزرگان بودم این مسائل را میدیدم. كیفیت ارتباط مرحوم آقا و اولیای الهی با افراد متفاوت بود. ایشان به همان مقدار كه افراد در موقعیت خودشان مایه میگذاشتند به همان مقدار تمایل نشان میدادند، حالا این تمایل ظاهر، باطن به جای خود، باطن به جای خود! به همان مقدار كه از خود میگذشتند و او را جایگزین میكردند به همان مقدار هوا را داشتند. در صحبتهایی كه ایشان با افراد میكردند در كیفیت تعبیری كه میآوردند، من این احساس را به خوبی مشاهده میكردم كه این شخص تا چه حد قابلیت برای پذیرش را دارد، تا چه حد قابلیت برای قبول را دارد كه بیش از آن مقدار، سقف مطلب را بالاتر نبرند كه نتواند بپذیرد. این با سی درصد آمده، سقف مطلب اگر به پنجاه درصد برود نمیتواند تحمل كند، با همان سی درصد هی عبارت را عوض میكردند و هی كلام را عوض میكردند، هی مطلب میآوردند بلكه با همان سی درصد مسئله را بفهمد، مسئله را تشخیص دهد، موقعیت خود را به دست بیاورد، از بیان مطالب در تعبیراتی مختلفی كه میآوردند بلكه او را به فكر بیندازند، او را به توجه بیندازند. گاهی میگرفت و گاهی نمیگرفت، آن جاهایی كه احساس میشد مطلب دارد به همان نقاطی میرسد كه نفس روی آن نقاط حساسیت دارد به خوبی من از چهرهها مشاهده میكردم كه دارند مطلب را پس میزنند، دارند این مطلب را ندیده میگیرند.

