اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی

14427
عنوان بصری
نسخه عربی

لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی

15
  • دیدید، وقتی‌كه انسان فیلمی را می‌بیند گاهی اوقات بعضی جاها هست كه می‌خواهد زود رد شود، یك دفعه آنجا را تندش می‌كنند، فقط می‌بیند یك چیزی رفت حالا دیگر منظره چه بود؟ آن را متوجه نمی‌شود. زود رد می‌شود. آن جاهایی كه باید خوب دقت بشود تازه سرعتش هم كم می‌شود، ها خوب قشنگ نگاه كن! آن چیزهایی است كه مورد دلخواه است. گزینشی است دیگر آقا، مسئله گزینشی است! به خوبی من مشاهده می‌كردم در صحبت‌هایشان، یك قضیه‌ای كه گفته می‌شود این قضیه برای یك مطلب است. خوب كاملا به این قضیه توجه می‌شد توجه می‌شد توجه می‌شد همین‌كه آخر به آن نتیجه رسیده می‌شد یك دفعه من می‌دیدم مسئله را چشم‌پوشی شده و آن نتیجه حاصل نشده است، نگذاشته است این مسكین كه آن نتیجه بیاید و همان‌طور كه با آن دقت آن حكایت را گوش می‌داد الان هم با همان دقت آن نتیجه بیاید و در قلبش بنشیند، نگذاشت، رد شد، ندیده گرفته شد. ها ندیده گرفته شد، باشد! این را ندیده می‌گیری، خدا هم كه در كاسه‌ات می‌گذارد. قضیه دوم را هم ندیده می‌گیریم، قضیه سوم را هم ندیده می‌گیریم، آن مطلب دیگر را هم ندیده ندیده ندیده، تا اینكه نفس تبدیل می‌شود به یك نفس موجّه، نفسی كه دیگر كارش این است كه توجیه كند. هی كارش این است كه ندیده بگیرد. قبلا این‌طور نبود، قبل از اینكه در یك جریانی قرار بگیرد.

  • نفس انسان چیست؟ چرا این‌طور می‌شود؟ چون نفس انسان یك نفس هیولانی است، نفس هیولانی به نفسی می‌گویند كه صورت ندارد، نفسی است كه قابل صورت‌پذیری است، صورت قبول می‌كند. بچه دیده‌اید؟ بچه وقتی‌كه به دنیا می‌آید هیچ چیز نمی‌داند. شما اگر همین بچه را در میان خود پرورش دهید، مادر به بچه شیر بدهد ولی هیچ حرفی نزند. پدر بیاد بچه را بیندازد بالا و پایین و ببوسد و او را در آغوش بگیرد ولی هیچ حرفی نزند، برادر بیاید این كار را بكند. بچه بزرگ می‌شود و می‌خندد، همه كار می‌كند، ده سالش كه می‌شود یك كلمه بلد نیست حرف بزند، چرا؟ چون اصلا حرفی به گوشش نخورده. حالا، این بچه را مادر می‌گیرد و موقع شیر دادن قربون صدقه‌اش می‌رود و برایش شعر می‌خواند، پدر می‌آید ... كم‌كم این حرف‌ها یكی یكی در گوشش می‌رود و این كم‌كم بزرگ می‌شود و كم كم حرف‌ها را یاد می‌گیرد. هی صورتش عوض می‌شود هی صورت صورت، بعد از دو سالگی و سه سالگی قشنگ حرف می‌زند قشنگ صحبت می‌كند. كم‌كم او بزرگتر می‌شود و او را به مدرسه می‌فرستید، كلاس اول كلاس دوم هی صورت صورت صورت پشت صورت تا اینكه تبدیل به یك عالم می‌شود.