لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
16نفس انسان هم همینطور است، نفس از نظر مراتب معنوی و مراتب روحی. اول نفس انسان نسبت به وقایع حق را میطلبد از بدی بیزار است از ظلم بیزار است، از دروغ بیزار است. چه شخصی را شما سراغ دارید كه در ابتدای مسئله، ابتدای راه دوازده و ده و هفت سالگی كه از دروغ خوشش بیاید و از راست بدش بیاید؟ اگر كسی به او دروغ بگوید بدش نمیآید؟ اگر كسی به او ظلم كند بدش نمیآید؟ اگر در مدرسه قلم و خودنویسش را بردارند ببرند بدش نمیآید نمیرود شكایت كند؟ میكند دیگر، پس بد است دیگر، پس این كارها بد است. اما همین نفس وقتیكه در یك محیطی قرار گرفت برخلاف، در یك محیط بیعدالت، در یك محیط ظلم در یك محیط بیهویت اخلاقی، هی میبینید صورتش عوض شد صورتش عوض شد بعد اصلا تبدیل به یك دزد شد، دزد! اصلا از خوبی بدش میآید، از صداقت دیگر بدش میآید. چرا؟ چون این نفس هیولانی هی صورت گرفت. انسان قبل از اینكه به یك موقعیتی برسد، به یك دم و دستگاهی برسد، به یك میز و صندلی برسد، شما نگاه میكنید میبینید نسبت به مطلب اعتراض دارد: آقا اینجا خراب است، آنجا اشكال دارد، آنجا فلانه و مسئله درست هم هست و اطلاع دارد و با اطلاع هم این كار را میكند. اما همین كه آمدند همان موقعیت و همان میز و صندلی را به او دادند یك ماه دیگر گذشت میبینید دیگر از اعتراضات هیچ خبری نیست. چه شد؟ یعنی همین با رفتن شما همه چیز خوب شد؟ یا نه! تازه اطلاعات منفی شما هم بیشتر شده، پس چه شد كه اعتراضات رفت؟ چی شد لحن كلام عوض شد؟ چی شد دیگر آن حدّت و شدّت قبل از رسیدن به این را در كلمات مبارك، ما احساس نمیكنیم؟ چی شد؟ چی شد كه آن تعبیرهایی كه قبلا بود الان دیگر از آن تعبیرات خبری نیست؟ و كم كم اگر كسی مطلبی را در یك جلسه بگوید، یك اخمی، یك مسئلهای یك خودی! یك خورده از این قضیه بگذرد برخوردی و یك خورده از این مسئله بگذرد دستبندی و یك خورده از این مسئله بگذرد حالا بماند! چه شد قضیه؟ اوضاع عوض شد یا توی مسكین عوض شدی؟ اوضاع كه عوض نشد، همان میز و صندلی و افراد و بیا و برو، همه به جای خودش محفوظ است، همه چیز هست. این نفس هیولانی تو كه قبلا به دنبال حق بود، الان نفس هیولانی تو برگشته و شده نفس موجِّه و مؤوِّل، تأویل میكند، توجیه میكند. آن حالت حاكم بر تو و بر وجود تو آمد و جلوی تفكر آزاد و حرّ و مواجهه بدون غل و غش تو را پوشاند و گرفت، در این پوشش تمام تفكرات تو در سمت تأویل و توجیه حركت میكند، تمام قضایایی كه تو در ذهنت قرار میدهی در سمت توجیه و تحسین دارد پیش میرود، تمام افكار تو.

