لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
21زیر شمشیر غمش رقص كنان باید رفت *** زانكه شد كشته او نیك سرانجام افتاد كسی كه خود را به او میسپرد در واقع خود را كشته است، كشته آن نیست كه انسان چاقو یا تیر بخورد، آدم از پشت بام هم پایین بیفتد میمیرد. كشته آن است كه انسان خود را و نفس خود را آنچنان بمیراند كه دیگر اراده و اختیار از او نباشد، اراده و اختیار او جایگزین شود، این معنا، معنای كشته است. حالا چه شهادت ظاهری نصیب انسان شود فبهاالمراد یا نصیب انسان نشود. مگر اولیای الهی همه شهید شدند؟ اینطور نبود. بعضیها بودند شهید شدند مثل عطار و بعضیها هم كه آنها شهید نشدند. آنها هم به امراض عادی، مرحوم قاضی استسقاء پیدا كرد، ناراحتی كبدی پیدا كرد. مرحوم آقای حدّاد هم ناراحتی كبد پیدا كرد و مرحوم آقا هم كه از ناراحتی قلب و سكته قلبی از دنیا رفت و بالاخره هر كسی به یك علتی از این دنیا میرود. اما كشته آن كسی است كه پا روی نفس بگذارد، آن معنا معنای كشته است. آن حقیقت، حقیقت مردن و معنای موتوا قبل أن تموتوا1 است قبل از اینكه مرگ شما را بگیرد خود، خود را بمیرانید و خود، خود را از منجلاب نفس و اینها بیرون بیاورید. آن معناست، آن هنر است. وگرنه انسان دو تا قرص هم بخورد میمیرد و سم هم بخورد بعد از یكی دو ساعت میمیرد، این هنر نیست. هنر در بیرون آمدن از لذّات نفسانی است كه برایانسان حاصل میشود.
مرحوم آقا را كه وقتی ما میدیدیم در قبال استادشان همینطور بودند، صفر بودند. لذا در بحبوحه كارهای اجتماعی و مسائلی كه خدمت رفقا بنده در یك برهه از زمان توضیح میدادم، در همان بحبوحه دستور از استادشان آمد بنشین عقب، تمام شد، مطلب تا اینجا، دیگر از این به بعد. اصلا نگفتند بله یا نه؟! تا گفتند تمام شد، تمام! این معنا، معنای چیه؟ معنای مردن است. این معنا، معنای كشته شدن است. حالا افراد به من چه میگویند؟ من در یك همچنین وضعیتی هستم، همه به اتّكای من این مسائل را دارند پیگیری میكنند، بگویند آقای فلان در رفت و جا خالی كرد. تعبیرات مختلف است مؤدبانه و غیرمؤدبانه، همه چیزش به ایشان نثار شده بود در آن موقع. این حرفها را ما كار نداریم و این حرفها هم در گوش ما نمیرود استاد ما گفته این و تمام، تمام شد. این شخص مشمول عنایت صددرصد در همه موارد از ناحیه ولایت میشود. دیگر موانع همه از جلوی پایش كنار میرود، در هرجا آن مطلبی كه باید به آن برسد میرسد، آن آمادگی برای قبول برای او در همه زمینهها پیدا میشود. آن مهم است، چه در این مسئله، چه در سایر مسائل، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی و چه در مسائل مربوطه.
- ١. مرآة العقول فى ترح أخبار آل الرسول، ج ٨، ص ٣٢٩.

