اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود

14613
عنوان بصری
نسخه عربی

لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود

16
  • الحمدلله خداوند توفیق رفاقت با دوستان خودش را نصیب بنده كرده است و با افتخار این مطلب را عرض می‌كنم. افراد دردمند و افرادی كه به دنبال مداوا می‌گردند، افرادی كه به دنبال علاج می‌گردند مثل خود بنده، اشتراك در مسیر و راه داریم. ان‌شاءاللَه خداوند هم دردش را زیاد كند و هم طریق درمانش را خودش توفیق بدهد. اینها چیزهایی است كه از بركت آن بزرگان و آن مكتب و مسیر بزرگان نصیب ما شده است، این چیزها در كار ما نیست. آقا فلان و ... یك آقایی هم داشته باشد نه آقا جان! تشریف ببرید آقایان زیاد هستند تشریف ببرید!

  • به قول مرحوم آقا می‌فرمودند اگر جهنم رفتن واجب كفایی است مَن بِه الكفایه موجود است. آن قضیه آسید احمد كربلایی بود. آمدند سراغ آسید احمد كربلایی خدا رحمتش كند هر وقت اسم او را می‌شنوم حالم عوض می‌شود. در همین سفر اخیری كه مشرف شدیم عتبات و دعاگو و نایب الزیاره بودیم، من در مسجد سهله كه نشسته بودم در شب چهارشنبه حدود دو هفته پیش بود فقط و فقط یاد آسید احمد كربلایی را می‌كردم و آن جریانی كه مرحوم آقا در اول كتاب توحید علمی و عینی خود نقل كرده‌اند و رفقا اگر نخوانده‌اند بخوانند، بسیار قضیه جالبی است.1 این را می‌گویند مرد و حُرّ و آزاد. آمدند پیش ایشان برای مرجعیت، ایشان قبول نمی‌كرد و دنبال رساله دادن و مرجعیت نمی‌رفت. آن موقع هم كه مثل الان الحمدلله كاغذ فراوان نبود، بد هم نبود، یعنی كار راه می‌افتاد! رساله‌های مراجع را در بغداد آتش می‌زدند، رساله مرحوم آشیخ محمدحسین كمپانی را در مطبخ بغداد آتش زدند، آنها خلاف شرع نبوده، ولی چون ایشان قائل به وحدت وجود بود خیلی خلاف شرع بود. سوزاندن كاغذ و اینها خلاف شرع نیست! خیلی مسائل اتفاق افتاد. از این «من» به «او» برگردد خیلی كار دارد. گاهی اوقات انسان هرچه بزرگ‌تر می‌شود، «من» اش بزرگ‌تر می‌شود! می‌شود دو من و سه من و شش من تبریز. اول من كوچك است، آن بچه بیچاره و طفلی كه اول از مادر متولد می‌شود كه اصلًا من نیست، كم‌كم بزرگ می‌شود یك منی شكل می‌گیرد و بعد این می‌شود كم‌كم من تبریز و بعد منِ ... این «من» همین‌طور زیاد می‌شود تا «من» او شرق و غرب عالم را می‌گیرد.

    1. توحيد علمى و عينى، ص ٢٣.