
لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود
لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود
21آنچه كه مهم است همان دستورالعمل مرحوم قاضی است كه مرحوم آقا در همان سالهای آخر حیاتشان به رفقا و به دوستان همان را تذكر میدادند و میفرمودند دیگر در این سه ماه كسی به من مراجعه نكند و مطلب همان است كه در اینجاست و به آن مقدار كه انسان میتواند باید بهره بگیرد. مطلب مسئله مهمی است و اگر خداوند توفیق بدهد دوباره در سال جدید به این سه ماه برخورد كردیم، این یك مسئلهای است، ها! یعنی اگر خدا به انسان توفیق ندهد این محدودیت برای اوست. این آمدن ماه رجب یعنی دوباره دعوتنامه الهی، كه دوباره ما تو را دعوت كردیم. اگر خودت نیامدی و پای این سفره ننشستی این دیگر به خودت مربوط است، ما دعوت را فرستادیم و نگویید كه از كجا معلوم است كه این برای ماست؟ این برای بزرگان است ما از كجا؟ این حرفها را نزنید. بزرگان در همان موقع كه مثل ما بودند، مثل ما بودند تفاوتی با ما نداشتند، فقط تفاوتشان یكی بود، همّتشان را بردند بالا و الا اول بزرگان كه بزرگ نبودند و اولیای خدا كه ولی نبودند، اول آن علمای ربّانی كه عالم ربانی نبودند، كمكم آمدند همّت داشتند و صلابت داشتند و مسئله را گرفتند.
یك قضیهای هم الان برایم تداعی شد؛ بعد از فوت مرحوم آقا ما به دیدن یكی از آقایان رفتیم كه آمده بود در مجالس ختم و ترحیم شركت كرده بود. ایشان یك قضیهای را تعریف كرد كه خیلی عجیب بود. با مرحوم آقا هم حجرهای بودند یا در یك مدرسه بودند، هم سطح بودند و الان هم حیات دارند ایشان میگفتند در همان وقتیكه به تعبیر ایشان آقای آسید محمدحسین آمدند در قم، ما باهم خیلی رفیق بودیم. یك روز رفتیم به مجلس مرحوم آشیخ عباسطهرانی كه از علمای الهی بود، اهل مراقبه بود، اهل تهذیب بود، ولی اهل عرفان نبود و خیلی اهل مكاشفه و اهل معنا و اهل تزكیه بود. از افرادی كه مثلش الان نیست ولی اهل عرفان و آن مطالب عالی و بالا، یك مطالب دیگری است، مجلس درسی و اخلاقی داشتند در مجلس ایشان شركت كردیم وقتیكه از مجلس آمدیم بیرون این عبارت آسید محمدحسین در یاد من است. ایشان این را به من گفت كه فلانی! من نسبت به راه خودم گاهی اوقات دچار تردیدها و تصوراتی میشدم، امروز كه من آمدم مجلس ایشان صحبتهای ایشان تأثیری در من گذاشت كه دیگر تا آخر عمر از ذهن من نخواهد رفت.
