زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیتهای مختلف
10برای انسان اتفاق میافتد در بعضی از موارد كه بواسطه بعضی از پدیدهها، انسان نمیتواند در قالب بگنجد، یا یك شوك برای او پیدا میشود، یا حالتی پیدا میشود كه به سكته و اینها میرسد و اینها همه به خاطر این است كه آن حادثه و پدیدهای كه پیش میآید، خارج از تحمل و ظرفیت نفس است و انسان نمیتواند تحمل كند. حالا ما انشاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد به نحو فشرده و اشاره، نسبت به موارد، در چند جلسه این مطلب را تا حدودی خدمت رفقا عرض میكنیم.
آنچه كه فعلًا در میان مردم مصطلح است این است كه تقوا مرادف با زهد است؛ كسی كه زاهد است شخص عابد و زاهد و معرض از دنیا این متقی است. كسی كه نسبت به مسائل دنیا، آنچه را كه مردم به او رغبت دارند در امور خودشان، بیتوجه باشد یا كمتوجه باشد این را میگویند زاهد و مرادف با این را تقوا قرار میدهند. حتی بنده در بسیاری از جاهایی كه بودم، افرادی كه اینها اهل اطلاع بودند میشنیدم میگفتند كه فلانكس فرد متقی است! حالا چون حركات و سكناتش و كیفیت صحبتش یك نحوهای است كه این مسئله را در اذهان تداعی میكند عنوان تقوا به او داده میشود و متقی به حساب میآید. یا وضعیت منزلش به یك نحوی است كه عنوان زهد به او داده میشود و متراتب با آن او متقی شمرده میشود. یا كیفیت خوراك و غذای او به نحوی است كه جنبه تقوا و جنبه زهد داده میشود.
اینها مسائل و مطالب و مواردی است كه مردم این موارد را معیار برای زهد قرار میدهند و به تبع، فردی را كه به این اعمال و رفتار اعتیاد دارد این فرد را فرد متقی میدانند. در یك جمله متقی در نزد مردم و عوام به فردی گفته میشود كه نسبت به اموری كه سایر افراد به آن توجه دارند این شخص بیعلاقهگی یا كمعلاقهگی نشان میدهد، این فرد فرد زاهد و متقی است. حالا ببینیم مطلب از این قرار است یا اینكه فرق میكند.

