زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیتهای مختلف
9راجع به تقوا مطلب خیلی زیاد است؛ یعنی اگر بخواهیم راجع به این مسئله صحبت كنیم، باید به رفقا عرض كنیم كه حد بالا و اعلای مطلب كلام معصومین علیهم السّلام بالاخص امیرالمؤمنین در آن خطبه متقین است، باید برویم سراغ آن خطبه و مطلب را از آنجا شروع كنیم كه آن خودش میشود یك «عنوان بصری» دیگر در این قضیه. رفقا هم میگویند این عنوان بصری كی تمام میشود؟! یكی میگفت خیال میكنم به ما وصال ندهد این اعقاب ما، بقیه بیایند و نقائص ما را اینها برطرف كنند. علیكلحال من به ایشان میگویم مجلس انسی است میآییم، مینشینیم صحبت میكنیم دیگر، حالا این مقداری كه خداوند توفیق داده.
اگر بخواهیم راجع به قضیه متقین صحبت بكنیم باید برویم سراغ كلام امیرالمؤمنین علیه السّلام كه هرچه هست حضرت فرموده و چیزی را دیگر باقی نگذاشته كه من و امثال من بخواهیم راجع به این مسئله صحبت كنیم. ولی به نحو موجز و مختصر و فشرده انشاءاللَه خیال میكنم در عرض چند جلسه، این مسئله تقوا را ما مطرح كنیم و از این مطلب هم بگذریم و رفقا را به مطالعه خطبات امیرالمؤمنین در این زمینه به خصوص خطبه متقین، خطبه همّام، كه واقعاً عجیب است واقعاً عجیب است. در علو معانی و مفاهیم این خطبه همینقدر بس كه همّام وقتیكه این مطلب را شنید دیگر نتوانست دوام بیاورد و روح او آنقدر لطیف و رقیق و دقیق شده بود كه وقتی امیرالمؤمنین مطلب را به پایان رساندند از كالبد جسم و بدن به عالم معنا پرواز كرد. بعد امیرالمؤمنین میفرمایند اینطور مواعظ بلیغه در قلوب و نفوس اثر میگذارد ها! یعنی همینطور بالا رفت بالارفت بالا رفت بالا رفت، امیرالمؤمنین مسائل را اضافه كردند، مطالب را دقیقتر كردند، بالاتر بردند او را نسبت به مسائل بیشتر توجه دادند در باطن هم یك كارهایی میكردند ها! این ظاهر قضیه است و الا بقیهنیفتادند بمیرند این افتاد بردندش بردندش بردندش، یكدفعه دیگر نفسش نتوانست تحمل كند و در این قالب بماند.

