
زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیتهای مختلف
حقيقت معناي تقوا و زهد. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسر آيه 102 سورۀ مباركه آل عمران:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) 2 چرا امام صادق عليه السلام در اين فقره شريفه رعايت همۀ دستورات سابق الذكر را توسط افراد اولين درجه از تقوي بيان ميكنند. 3 توضيحي راجع به معناي شهوت و لذت در يك اصطلاح عام 4 . در بسياري از موارد شارع مقدس در عين تجويز التذاذات نفسي رعايت جنبه معنوي و باطني آنها را مورد توجه و لحاظ قرار می دهد 5 در بسياري از موارد نفس انسان براي موجّه نشان دادن اعمال خلاف و به دور از حق خود به دادن رنگ و صبغه شرعي و الهي به آنها ميپردازد. 6 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطه آن ميتواند اعمال و رفتار خود را محك زده ميزان دخالت نفس در آنها را ارزيابي كند. 7 توضيح راجع به معناي تقوي در كلام امام صادق عليه السلام. 8 لزوم توجه و دقت افراد در اينكه چه ميزان از اعمال و تفكرات و سخنان ايشان بر اساس التذاذات نفساني و چه ميزان بر اساس واقعيت ميباشد. 9 از جمله اموري را كه مرحوم علّامه طهراني نسبت به آن بسيار تأكيد ميكردند، استقامت و صلابت افراد نسبت به راه و مكتب و مباني آن به ميزان ادراك و فهم ايشان نسبت به آن ميباشد. 10 لزوم دقت و مطالعۀ بيانات عاليه و سخنان راقيه اميرالمؤمنين عليه السلام در نهجالبلاغه در ارتباط با تقوا و اوصاف متقين. 11 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و مرادف قرار دادن آن با زهد و اعراض از دنيا و نعمات آن. 12 هر يك از انسانها در انجام اعمال و كارهاي خويش در پي رسيدن به غايت و مقصود خود از آن ميباشند.
زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیتهای مختلف
توضیحات:
حقيقت معناي تقوا و زهد. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسر آيه 102 سورۀ مباركه آل عمران:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) 2 چرا امام صادق عليه السلام در اين فقره شريفه رعايت همۀ دستورات سابق الذكر را توسط افراد اولين درجه از تقوي بيان ميكنند. 3 توضيحي راجع به معناي شهوت و لذت در يك اصطلاح عام 4 . در بسياري از موارد شارع مقدس در عين تجويز التذاذات نفسي رعايت جنبه معنوي و باطني آنها را مورد توجه و لحاظ قرار می دهد 5 در بسياري از موارد نفس انسان براي موجّه نشان دادن اعمال خلاف و به دور از حق خود به دادن رنگ و صبغه شرعي و الهي به آنها ميپردازد. 6 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطه آن ميتواند اعمال و رفتار خود را محك زده ميزان دخالت نفس در آنها را ارزيابي كند. 7 توضيح راجع به معناي تقوي در كلام امام صادق عليه السلام. 8 لزوم توجه و دقت افراد در اينكه چه ميزان از اعمال و تفكرات و سخنان ايشان بر اساس التذاذات نفساني و چه ميزان بر اساس واقعيت ميباشد. 9 از جمله اموري را كه مرحوم علّامه طهراني نسبت به آن بسيار تأكيد ميكردند، استقامت و صلابت افراد نسبت به راه و مكتب و مباني آن به ميزان ادراك و فهم ايشان نسبت به آن ميباشد. 10 لزوم دقت و مطالعۀ بيانات عاليه و سخنان راقيه اميرالمؤمنين عليه السلام در نهجالبلاغه در ارتباط با تقوا و اوصاف متقين. 11 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و مرادف قرار دادن آن با زهد و اعراض از دنيا و نعمات آن. 12 هر يك از انسانها در انجام اعمال و كارهاي خويش در پي رسيدن به غايت و مقصود خود از آن ميباشند.
زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیتهای مختلف
27مرحوم قاضی میرفتند به منزل آقا سید مرتضی كشمیری. آقا سید مرتضی كشمیری از بزرگان بود، از عُبّاد و زُهّاد بود، اهل مراقبه بود و به درجاتی رسیده بود، اهل مكاشفه بود و تصرفاتی میكرد، كارهای غیرعادی، خوارق العاداتی از او سرمیزد. البته یك وقت خدای نكرده برداشت بدی نشود، ایشان اصلًا غذایش این بود طبعش این بود دیگر، طبعش رسیده بود به نحوی كه غذا كم میخورد. میرفتند در منزلش غذا میخوردند مرحوم حاج شیخ عباس قوچانی نقل میكردند از قول مرحوم قاضی، میظگفتند كه نشسته بودیم سر سفره گفتند كه غذا بیاورید. آوردند یك سفره انداختند دو تا سیب زمینی، یكی گذاشتند آنجا، یكی هم گذاشتند برای مرحوم قاضی. یك اینقدر نان جو گذاشتند آنجا و یك ظرف آب. بسیار خب! حالا ما بخوریم ببینیم چه میشود؟ خوردیم دیدیم این غذا لای دندانمان گیر كرده و پایین هم نرفته حالا آن البته این را من میگویم رفتیم خانه گفتیم بابا بیا غذا بخوریم اینكه تا معدهمان هم نرسید. حالا آن مرحوم قاضی كجا بود؟ وقتی این را میگفت كه خودش ولی خدا بود. وقتیكه او این بود، این حرف را میزد. هر كسی یك حسابی دارد. خدا این بدن را به این كیفیت درست كرده. باید مقتضایش را انسان انجام دهد. البته حالا ما جسارتی به مرحوم آقا سید مرتضی كشمیری نمیكنیم عرض كردم ایشان حالشان اینطور بود، نه. ولی انسان بخواهد این را به حالت تقدس مأبانه بخواهد بگذارد خدا چیزی به او نمیدهد. از كیسهاش رفته. باید انسان همیشه حد اعتدال را رعایت كند. این مسائلی بود كه عرض شد.
عرض شد كه مرحوم آقا نسبت به دهه سوم خیلی عنایت داشتند. بنده ندیدم كه ایشان در دهه آخر بخوابند. و یا اگر میخوابیدند نیم ساعت مثلًا بیشتر نبوده و خیلی كم بوده. مرحوم قاضی را كه در دهه آخر اصلًا كسی نمیدید از شاگردانشان، میرفتند و یك جای خلوتی برای خودشان داشتند. بزرگان نسبت به خصوص دهه آخر خیلی رعایت میكردند. اگر بتوانیم آن دهه آخر افطاری را نرویم، در منزل خود باشیم، بهتر است سعی كنیم كه در همین یكی دو دهه اول اگر قرار است رفیقی انسان را دعوت میكند یا انسان رفیقش را دعوت میكند، انسان انجام بدهد بهتر است. نمیگویم نه! ولیكن آنچه كه دأب و دَیدَن بزرگان بوده من خدمت رفقا عرض میكنم تا اینكه هر طوری كه خودشان بهتر میدانند و صلاح میدانند نسبت به این مسئله اقدام بكنند.
