تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا
12چه بسا ممكن است آن فردی كه به یك همچنین اموری اشتغال دارد توان رسیدن به بالاتر را ندارد اگر داشته باشد میرود. قدرت ندارد! نسبت به بعضی از مسائل بیتوجه است؛ چون اصلا توانش را ندارد. نسبت به لباس بیتوجه است؛ چون اصلا از نظر نظافت و از نظر فرهنگ نظیف بودن یك همچنین فرهنگی ندارد.
خیلیها هستند و این هم یك مطلبی است كه باید به آن دقت كرد، در اسلام به نظافت چقدر تأكید شده است، چقدر واقعا به این نظافت تأكید شده! حالا ما اصلا نظافت را یك امر غیر عبادی تلقی میكنیم. اگر آن كسی فرض بكنیم كه ده ماه لباسش را نشسته باشد آن فرد یك فردی است كه زاهد است. گرچه سایر افراد متأذّی و ناراحت بشوند از او! افرادی كه میآیند در مجالس عمومی شركت میكنند باید اینها خودشان را نظیف كرده باشند، عطر بزنند لباس مناسب باید بپوشند. در روایت داریم از رسول خدا كه فرمود اذیتی را كه به واسطه بوی لباس كسی نصیب برادران مؤمن میشود ملائكه او را لعنت میكنند. این چه مسجد آمدنی است كه باعث اذیت افراد دیگر بشود! اگر یك همچنین فردی بخواهد در یك مجلسی شركت بكند كه مجلس، مجلس كذائی است، با این لباس میرود با این كیفیت میرود؟!
خود رسول خدا یك سوم درآمد خود را صرف عطر میكردند یعنی یك سوم، خیلی بالا است! رقم بالایی است، حالا چه داشتند چه نداشتند. یك سوم درآمد مصارف پیغمبر صرف عطر میشد. وقتی كه در كوچهها عبور میكردند از بوی عطر بدن پیغمبر تا چند متر همین طور افراد احساس میكردند كه پیغمبر از اینجا گذشته است و میگفتند این عطر، عطر پیغمبر است و این نه اینكه جنبه ملكوتی نفس خود پیغمبر بود حالا آن یك مطلب دیگری است، ولی همین عطر ظاهر!
به كدام یك از این مسائل ما توجه میكنیم؟! در حالتی كه اینها را ما زهد میدانیم، آن كسی كه به خودش نرسد و به هر كیفیتی بخواهد باشد و مؤمنین هم از دست او متأذّی بشوند این میشود فرد زاهد، نخیر! باید انسان عطر استعمال كند، البته زن اگر از منزل بیرون میآید نباید عطر استعمال كند، اگر در موقعیتی قرار میگیرد كه ممكن است مرد از كنار او بگذرد استعمال عطر اشكال دارد. بله، او هم باید در مجالس عطر استعمال كند آن هم باید در همه محافل، منتهی لازم نیست برای این كه از محلی بگذرد كه مرد در آنها باشد. اگر در ماشین بنشیند، ماشین محرمی باشد و اینها اشكالی ندارد، ولی وقتی كه عبور میكند از مكانی، آنجا نباید عطر استعمال كند و وقتی كه وارد منزل میشود اشكالی ندارد. این را فرض كنید كه ما زهد میدانیم، در حالتی كه زهد این نیست ممكن است كه شخص فرهنگ غلطی داشته باشد، فرهنگ او فرهنگ باطلی باشد، یا اینكه نسبت به این مسئله بیتوجه است و یا اینكه این فرد كه رغبت ندارد نسبت به مسائلی كه افراد دیگر به او رغبت دارند به خاطر اینكه توانش را ندارد. من این شعر از دوران كوچكی یادم میآید، پنج شش سالگی من این شعر را حدوداً حفظ كردم وقتی كه با مرحوم آقا میرفتیم این طرف و آنطرف، در تاكسی، گاهی اوقات این شعر بود:

